حسن اطاعت، مشاور کسبوکار و فعال حوزه وب و تجارت الکترونیکی، همزمان با برگزاری نخستین دوره اروپایی HumanX در آمستردام، مشاهدات و روایتهای خود از این رویداد را در قالب مجموعهای از گزارشهای اختصاصی با مخاطبان راه پرداخت به اشتراک میگذارد. این گزارشها که از امروز و در روزهای برگزاری رویداد، ۲۲ تا ۲۴ سپتامبر، بهصورت اختصاصی در راه پرداخت منتشر میشوند، صرفاً روایتی از سخنرانیها، غرفهها و وعدههای پرزرقوبرق صنعت هوش مصنوعی نیستند؛ اطاعت میکوشد با تکیه بر مشاهدات میدانی، گفتوگوها و تجربه حضور در رویدادهای بینالمللی، فاصله میان نمایش فناوری و کاربرد واقعی آن در کسبوکارها را بسنجد. نخستین گزارش این مجموعه، پیش از ورود به سالن HumanX، از مسیر آمستردام و مواجهه یک مسافر ایرانی با ویزا، مرز، دادههای زیستی و چهره دیگر آینده دیجیتال آغاز میشود. در ادامه، نخستین یادداشت اختصاصی حسن اطاعت از HumanX را میخوانید.
ایستگاه نخست سفر؛ آمستردام، در جستوجوی واقعیت هوش مصنوعی
فردا، ۲۲ سپتامبر، نخستین دوره اروپایی رویداد HumanX در مرکز نمایشگاهی RAI آمستردام آغاز میشود؛ رویدادی سهروزه که برگزارکنندگانش آن را «صحنه شماره یک هوش مصنوعی» معرفی میکنند.
در دنیای رویدادهای فناوری، استفاده از عبارتهایی مانند «بزرگترین»، «مهمترین» و «تأثیرگذارترین» چندان غیرعادی نیست. برگزارکنندگان HumanX نیز از همین ادبیات استفاده کردهاند؛ اما من هنوز ترجیح میدهم درباره چنین ادعایی محتاط باشم. بزرگی یک رویداد را میتوان با تعداد شرکتکنندگان، سخنرانان یا شرکتهای حاضر سنجید، اما اعتبار و تأثیرگذاری آن معمولاً پس از پایان رویداد و با کیفیت گفتوگوها، ارتباطات و ایدههایی که از آن بیرون میآید، روشن میشود.
اعداد اعلامشده برای دوره آمستردام البته قابلتوجهاند: بیش از ۲۵۰۰ شرکتکننده، بیشتر از ۲۰۰ سخنران، حدود ۱۵۰ حامی و غرفهدار و جمعی از خبرنگاران و تحلیلگران حوزه فناوری. برگزارکنندگان میگویند ۶۰ درصد شرکتکنندگان در سطح معاونت سازمانی و بالاتر قرار دارند. بنابراین به نظر میرسد HumanX بیش از آنکه یک گردهمایی دانشگاهی یا فنی باشد، رویدادی برای مدیران، سرمایهگذاران، بنیانگذاران و تصمیمگیرانی است که اکنون باید درباره ورود هوش مصنوعی به کسبوکارهای واقعی تصمیم بگیرند.
این نکته برای من اهمیت خاصی دارد. پس از سالها حضور در رویدادهایی مانند Web Summit، Money20/20 ،CeBIT و نشستهای فناوری و تحول سازمانی، بهتدریج یاد گرفتهام که فاصله میان هیجان سالنهای کنفرانس و واقعیت شرکتها گاهی بسیار زیاد است. فردا در داخل سالن احتمالاً تصویری باشکوه از آینده هوش مصنوعی ارائه خواهد شد؛ اما در بسیاری از سازمانها هنوز مدیران نمیدانند هوش مصنوعی دقیقاً کدام مسئله را باید حل کند، بازگشت سرمایه آن چگونه سنجیده میشود و چه کسی باید مسئول پیامدهای تصمیمهای آن باشد.
به همین دلیل، پرسش اصلی من در آمستردام این نیست که هوش مصنوعی چه کارهای شگفتانگیزی میتواند انجام دهد. میخواهم ببینم شرکتها واقعاً از مرحله نمایش و آزمایش عبور کردهاند یا هنوز بخش مهمی از این بازار بر وعدههایی استوار است که تحقق آنها به آینده موکول میشود.
حضور در چنین رویدادهایی ارزان نیست. قیمت عادی بلیت کامل HumanX در روزهای منتهی به برگزاری، ۲۱۹۹ یورو بدون احتساب مالیات اعلام شده و بلیت ویژه آن به ۴۹۹۹ یورو میرسد. بلیت استارتاپی نیز با وجود تخفیف، ۹۹۹ یورو قیمت دارد. هزینه سفر، هتل و رفتوآمد هم جداست. این ارقام نشان میدهد که رویدادهای بزرگ فناوری، خود به صنعتی گرانقیمت تبدیل شدهاند؛ صنعتی که دسترسی به اطلاعات، ارتباطات و افراد اثرگذار را میفروشد.
البته من از این پولها ندارم که با یوروی ۲۷۰ هزار تومانی، فقط برای ورود به یک سمینار چنین هزینهای بپردازم. خوشبختانه حضورم در این رویداد با دعوت برگزارکنندگان انجام میشود؛ فرصتی که در کنار حذف هزینه بلیت ورودی، مسئولیت دیدن، پرسیدن و انتقال دقیق مشاهدات را نیز بیشتر میکند.
البته برای یک مسافر ایرانی، سفر به اروپا مدتهاست فقط به خرید بلیت و انتخاب هتل محدود نمیشود. پیش از آنکه برنامه سالنها و سخنرانیها را بررسی کنیم، باید از مرحلهای عبور کنیم که نتیجهاش همیشه قابل پیشبینی نیست: آیا ویزا صادر خواهد شد؟ آیا تحولات سیاسی و تصویری که این روزها از ایران در ذهن تصمیمگیران اروپایی شکل گرفته، بر پرونده اثر خواهد گذاشت؟ آیا مدارکی که تا دیروز کافی بود، امروز هم کافی تلقی میشود؟
این نگرانی تا لحظه دریافت ویزا ادامه دارد. حتی پس از صدور ویزا نیز بخشی از اضطراب باقی میماند؛ زیرا مسافر میداند صدور ویزا الزاماً به معنای تضمین ورود نیست و تصمیم نهایی در مرز گرفته میشود. شاید برای بسیاری از مسافران کشورهای دیگر، سفر به یک کنفرانس صرفاً مسئله انتخاب برنامهها باشد؛ اما برای یک ایرانی، رسیدن به سالن رویداد گاهی آخرین مرحله مسیری طولانیتر و پراسترستر است.
این بار یک نگرانی دیگر نیز به اضطرابهای معمول سفر اضافه شده بود. دیروز، پیش از عبور از مرز، ناچار شدم به پرسشهای مفصلی درباره دلیل سفر، برنامه رویداد و ارتباطات احتمالیام در طول سفر پاسخ بدهم.
این سفر با تجربه دیگری نیز همراه خواهد بود. مسافران غیراروپایی اکنون باید در سامانه جدید «ورود و خروج اروپا» یا Entry/Exit System (EES) ثبت شوند. این سامانه بهجای اتکای اصلی به مهرهای ورود و خروج، اطلاعات گذرنامه، تصویر چهره، اثر انگشت و زمان و محل عبور از مرز را بهصورت دیجیتال ثبت میکند.
فرودگاه اسخیپول آمستردام از مسافران دارای گذرنامه غیراروپایی خواسته است علائم مخصوص این گروه را دنبال کنند تا به کیوسک ثبتنام EES یا باجه پلیس مرزی هلند هدایت شوند. از قبل نیز هشدار داده شده است که ثبت اولیه ممکن است زمان بیشتری بگیرد. بنابراین نخستین مواجهه من با فناوری در این سفر، احتمالاً نه در HumanX، بلکه پیش از خروج از فرودگاه و در سامانهای خواهد بود که خود نمونهای از ورود فناوری و دادههای زیستی به مدیریت مرزهاست.
در اینجا تناقض جالبی وجود دارد: من برای دیدن آینده هوش مصنوعی به آمستردام میروم، اما پیش از آن باید از سیستمی عبور کنم که نشان میدهد آینده دیجیتال فقط راحتی، سرعت و فرصت نیست؛ نظارت، ثبت داده و تصمیمگیری درباره انسانها نیز بخشی از آن است.
فردا HumanX آغاز میشود. آنچه برگزارکنندگان وعده میدهند، گردهمایی کسانی است که آینده هوش مصنوعی را میسازند. آنچه من در روزهای آینده جستوجو خواهم کرد، کمی متفاوت است: فاصله میان وعدهها و واقعیت، میان نمایش فناوری و ارزش اقتصادی، و میان هوش مصنوعیای که روی صحنه درباره آن سخن میگویند و انسانی که بیرون از سالن باید با پیامدهای آن زندگی کند.