⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

از تتر روی حافظه USB تا نفتکش‌های خالی؛ اورلن چگونه صدها میلیون دلار در معامله نفت ونزوئلا زیان کرد؟

از تتر روی حافظه USB تا نفتکش‌های خالی؛ اورلن چگونه صدها میلیون دلار در معامله نفت ونزوئلا زیان کرد؟
اورلن می‌خواست از یک معامله نفتی در ونزوئلا ۲۵ تا ۳۰ میلیون دلار سود کند؛ اما معامله‌ای که با ۲۳۰ میلیون دلار پیش‌پرداخت و استفاده از تتر آغاز شد، به نفتکش‌های خالی، پرونده‌های قضایی و صدها میلیون دلار زیان انجامید. گزارش تحقیقی فایننشال تایمز نشان می‌دهد مسئله فقط کریپتو نبود؛ معماری اعتماد و کنترل معامله […]

اورلن می‌خواست از یک معامله نفتی در ونزوئلا ۲۵ تا ۳۰ میلیون دلار سود کند؛ اما معامله‌ای که با ۲۳۰ میلیون دلار پیش‌پرداخت و استفاده از تتر آغاز شد، به نفتکش‌های خالی، پرونده‌های قضایی و صدها میلیون دلار زیان انجامید. گزارش تحقیقی فایننشال تایمز نشان می‌دهد مسئله فقط کریپتو نبود؛ معماری اعتماد و کنترل معامله از ابتدا ایراد داشت.

در ژانویه ۲۰۲۴، مردی وارد هتل «ال آویلا» در کاراکاس شد؛ همراهش یک حافظه USB بود که کلیدهای خصوصی دسترسی به حدود ۶۰ میلیون دلار تتر را در خود داشت. پول از یک شرکت انرژی دولتی در لهستان آمده بود و قرار بود در نهایت به خرید نفت ونزوئلا منتهی شود. چند هفته بعد، محموله دیگری با سازوکاری مشابه جابه‌جا شد. نفت اما آن‌گونه که خریدار انتظار داشت، هرگز نرسید.

این یکی از صحنه‌های عجیب گزارشی است که فایننشال تایمز ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ درباره یکی از پرهزینه‌ترین معاملات تاریخ شرکت دولتی انرژی لهستان، اورلن (Orlen)، منتشر کرده است؛ معامله‌ای که از یک قرارداد ۳۴۵ میلیون‌دلاری برای خرید نفت خام ونزوئلا آغاز شد، دست‌کم ۲۳۰ میلیون دلار پیش‌پرداخت در پی داشت و در نهایت با صدها میلیون دلار زیان، نفتکش‌های خالی، زنجیره‌ای از واسطه‌ها، پرداخت با استیبل‌کوین و پرونده‌های کیفری و داوری به پایان رسید.

ماجرا در نگاه اول می‌تواند داستانی درباره «خطر ارزهای دیجیتال» به نظر برسد، اما جزئیات پرونده تصویر پیچیده‌تری نشان می‌دهد. تتر در این معامله بیشتر از آنکه منشأ شکست باشد، بستر پرداختی بود که روی مجموعه‌ای از تصمیم‌های پرریسک سوار شد: پیش‌پرداخت بسیار بزرگ بدون تضمین کافی، اتکا به واسطه‌ای کوچک، زنجیره‌ای چندلایه از کارگزاران، دشواری معامله با فروشنده‌ای تحت محدودیت‌های مالی و ضعف کنترل بر اینکه پول در نهایت به چه کسی می‌رسد.

معامله‌ای ۳۴۵ میلیون‌دلاری که قرار بود ۳۰ میلیون دلار سود بسازد

داستان به اواخر سال ۲۰۲۳ بازمی‌گردد. Orlen Trading Switzerland یا OTS، بازوی تجاری سوئیسی اورلن، در پی خرید نفت از ونزوئلا بود. در آن مقطع واشنگتن بخشی از محدودیت‌های نفتی ونزوئلا را به‌طور موقت کاهش داده بود؛ وزارت خزانه‌داری آمریکا در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۳ مجوزی شش‌ماهه برای شماری از معاملات بخش نفت و گاز این کشور صادر کرده بود. این پنجره، دوباره امکان حضور برخی خریداران خارجی در بازار نفت ونزوئلا را فراهم کرد.

OTS در ۲۹ نوامبر ۲۰۲۳ قراردادی با Hannon International، شرکت مستقر در دبی، امضا کرد. موضوع قرارداد خرید حدود شش میلیون بشکه نفت خام سنگین ونزوئلا از نوع Merey 16 به ارزش تقریبی ۳۴۵ میلیون دلار بود. بر اساس گزارش فایننشال تایمز، OTS انتظار داشت از این معامله حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون دلار سود به دست آورد. مالک Hannon در آن زمان کام هو «الکس» تسه، معامله‌گر جوانی بود که حدود ۲۵ سال داشت.

اما تنها در پنج روز پس از امضای قرارداد، OTS حدود ۲۳۰ میلیون دلار، معادل تقریباً دوسوم ارزش کل قرارداد، به Hannon پیش‌پرداخت کرد. نکته مهم آن بود که این حجم از پیش‌پرداخت، طبق یافته‌های منتشرشده، بدون وثیقه یا تضمین بانکی متناسب با اندازه معامله انجام شد.

از همین نقطه، یک معامله نسبتاً متعارف تجارت کالا وارد مسیری شد که دیگر شباهت چندانی به زنجیره استاندارد خرید بین‌المللی نفت نداشت.

چرا پای تتر به معامله نفت باز شد؟

با وجود کاهش موقت تحریم‌ها در پاییز ۲۰۲۳، PDVSA، شرکت نفت دولتی ونزوئلا، همچنان با محدودیت جدی در دسترسی به شبکه بانکی بین‌المللی روبه‌رو بود و در بخشی از معاملات خود استفاده از ارزهای دیجیتال، به‌ویژه تتر یا USDT، را ترجیح می‌داد.

تتر استیبل‌کوینی است که ارزش آن با هدف حفظ برابری نزدیک به یک دلار آمریکا طراحی شده است. همین ویژگی سبب شده USDT در سال‌های گذشته نه‌فقط در بازار معاملات رمزارزی، بلکه در پرداخت‌های فرامرزی، اقتصادهای گرفتار محدودیت ارزی و حوزه‌هایی که دسترسی به شبکه بانکی دلار دشوار است نیز مورد استفاده قرار گیرد.

در معامله اورلن نیز Hannon پس از دریافت دلارهای OTS به سراغ شرکت‌ها و کارگزارانی رفت که می‌توانستند این منابع را به USDT تبدیل و مسیر پرداخت به ونزوئلا را ایجاد کنند. در قرارداد اصلی میان OTS و Hannon، اما ظاهراً جزئیات چنین زنجیره‌ای از واسطه‌های رمزارزی پیش‌بینی نشده بود.

این تفاوت مهم است. اورلن مستقیماً ۲۳۰ میلیون دلار تتر برای PDVSA ارسال نکرد. OTS دلار را به طرف قراردادی خود پرداخت کرد و پس از آن، پول در شبکه‌ای از شرکت‌ها، صرافان و واسطه‌ها به USDT تبدیل شد.

۱۳۵ میلیون دلار رفت؛ ۸۵ میلیون دلار تتر برگشت

فایننشال تایمز با استفاده از اسناد داخلی، پرونده‌های دادگاهی، داده‌های بلاکچین، اطلاعات کشتیرانی و گفت‌وگو با افراد درگیر، تلاش کرده مسیر بخشی از این پول را بازسازی کند.

یکی از مهم‌ترین حلقه‌ها شرکتی در دبی بود که ۱۳۵ میلیون دلار دریافت کرد؛ در مقابل قرار بود ۸۵ میلیون دلار USDT در اختیار Hannon قرار دهد. اختلاف ۵۰ میلیون‌دلاری میان دو طرف اکنون بخشی از یک مناقشه حقوقی در امارات است.

در مسیر دیگری، حدود ۳۰ میلیون دلار برای تبدیل به USDT و پرداخت به طرف ونزوئلایی به یک شرکت دیگر سپرده شد. طبق روایت Hannon، بخشی از این مبلغ بعداً بازیابی شد، اما معامله اصلی همچنان بدون تأمین نفت مورد انتظار باقی ماند.

همزمان واسطه‌ها در کاراکاس وارد مرحله‌ای شدند که ظاهر آن بیشتر به یک معامله غیررسمی نقدی شباهت داشت تا تسویه یک قرارداد صدها میلیون‌دلاری نفت.

تتر داخل USB نبود؛ کلید دسترسی به آن بود

یکی از جزئیاتی که باعث شده این پرونده توجه زیادی جلب کند، جابه‌جایی حافظه‌های USB در کاراکاس است.

در ژانویه ۲۰۲۴، واسطه‌ها یک حافظه حاوی کلیدهای خصوصی دسترسی به حدود ۶۰ میلیون دلار USDT را به یک کارگزار تحویل دادند. پس از آن دسترسی به حدود ۵۰ میلیون دلار دیگر و سپس حدود ۱۱ میلیون دلار دیگر نیز در اختیار واسطه‌های محلی قرار گرفت. فایننشال تایمز حجم دارایی‌های رمزارزی جابه‌جا‌شده در این شبکه را در مجموع حدود ۱۳۲ میلیون دلار گزارش کرده است.

از نظر فنی، البته «تتر داخل USB» قرار نداشت. توکن‌های USDT روی بلاکچین ثبت شده‌اند و آنچه می‌تواند روی یک حافظه فیزیکی ذخیره شود، کلید خصوصی یا اطلاعات لازم برای کنترل کیف پول است. تحویل چنین کلیدی در عمل می‌تواند معادل انتقال کنترل دارایی باشد.

همین نکته پرونده اورلن را از منظر پرداخت جالب می‌کند: یک دارایی دیجیتال که ذاتاً روی یک دفترکل قابل ردیابی منتقل می‌شود، در لایه مالکیت و کنترل می‌تواند با سازوکارهایی بسیار غیررسمی جابه‌جا شود. دانستن آدرس یک تراکنش لزوماً به این معنا نیست که مشخص باشد چه شخص حقوقی یا حقیقی در آن لحظه کنترل واقعی کیف پول را در اختیار داشته است.

نفتکش‌ها رسیدند؛ پول به PDVSA نرسیده بود

در حالی که پول از دبی به شبکه‌ای از واسطه‌ها منتقل می‌شد، بخش فیزیکی معامله نیز آغاز شده بود. اورلن نفتکش‌هایی را برای دریافت محموله به آب‌های نزدیک پایانه «خوزه» ونزوئلا فرستاده بود.

مشکل اینجا بود که نفت آماده تحویل نبود.

در گزارش‌های مربوط به پرونده آمده است که PDVSA اعلام کرده بود پول مورد انتظار را دریافت نکرده و بنابراین محموله‌ای برای اورلن یا واسطه‌هایش اختصاص نداده است. نفتکش‌ها منتظر ماندند، برخی بدون محموله منطقه را ترک کردند و هزینه اجاره و تأخیر کشتی‌ها روی هم انباشته شد. برآورد گزارش فایننشال تایمز از هزینه‌های مرتبط با حمل‌ونقل و توقف کشتی‌ها حدود ۷۲ میلیون دلار است.

در نهایت تنها بخشی کوچک از آنچه قرارداد وعده داده بود، تحویل شد. یکی از کشتی‌ها در مارس ۲۰۲۴ حدود ۵۰۰ هزار بشکه نفت کوره به ارزش نزدیک به ۲۹ میلیون دلار بارگیری کرد؛ بسیار کمتر از شش میلیون بشکه نفت خامی که معامله اولیه بر مبنای آن بسته شده بود.

OTS سرانجام قرارداد را فسخ کرد.

زیان ۲۳۰ میلیون دلار بود یا ۴۲۴ میلیون دلار؟

اعداد مختلفی درباره ابعاد خسارت پرونده منتشر شده و دلیل آن تفاوت در چیزی است که هر عدد اندازه می‌گیرد.

۲۳۰ میلیون دلار همان پیش‌پرداخت OTS به Hannon در قرارداد اصلی مورد بررسی فایننشال تایمز است؛ پولی که اورلن اکنون برای بازیابی آن تلاش می‌کند.

اما خسارت اورلن فقط به این پیش‌پرداخت محدود نشد. هزینه نفتکش‌ها، سایر قراردادها و پرداخت‌ها و هزینه‌های حقوقی ابعاد پرونده را بزرگ‌تر کرد.

اورلن در آوریل ۲۰۲۴ رسماً اعلام کرد که به دلیل پیش‌پرداخت‌های انجام‌شده برای تحویل کالا در OTS، حدود ۱.۶ میلیارد زلوتی تعدیل و کاهش ارزش دارایی شناسایی می‌کند. فایننشال تایمز ارزش این زیان را با نرخ‌های فعلی در حدود ۴۲۴ میلیون دلار بیان کرده است.

در پرونده کیفری لهستان نیز دادستان‌ها از رقم دیگری استفاده می‌کنند. دادستانی منطقه‌ای ورشو در اوت ۲۰۲۶ سه مدیر سابق اورلن و OTS را در ارتباط با سه قرارداد نفتی به وارد کردن ۳۷۸ میلیون دلار، معادل حدود ۱.۵ میلیارد زلوتی، خسارت به شرکت متهم کرد. این عدد کل مجموعه قراردادهای مورد رسیدگی کیفری را پوشش می‌دهد و دقیقاً مترادف پیش‌پرداخت ۲۳۰ میلیون‌دلاری قرارداد Hannon نیست.

حالا طرفین یکدیگر را مسئول می‌دانند

بیش از دو سال بعد، بخش تجاری اختلاف هنوز حل نشده است.

اورلن در تلاش است پیش‌پرداخت ۲۳۰ میلیون‌دلاری را پس بگیرد و اختلاف با Hannon به داوری رسیده است. موضع دو طرف درباره ماهیت معامله یکسان نیست.

Hannon استدلال می‌کند که در این ساختار بیشتر نقش واسطه را داشته و برای ایجاد مسیر پرداخت و دسترسی به نفت وارد معامله شده است. وکلای این شرکت همچنین گفته‌اند Hannon برای بازیابی بخشی از وجوه از واسطه‌های بعدی اقدام کرده است.

در مقابل، اورلن می‌گوید طرف قراردادش Hannon بوده و مسئولیت اصلی این شرکت تحویل نفت مورد توافق بوده است؛ اینکه Hannon برای انجام تعهد خود چه شرکت‌ها یا کارگزارانی را به کار گرفته، مسئولیت قراردادی آن را از بین نمی‌برد.

در سطح کیفری نیز پرونده ادامه دارد. دادستانی منطقه‌ای ورشو ۷ اوت ۲۰۲۶ علیه سه مدیر سابق کیفرخواست صادر کرد و اعلام کرد مجازات اتهامات مطرح‌شده می‌تواند تا ۲۵ سال زندان برسد. پرونده مربوط به سامر عوض، مدیرعامل سابق OTS، جداگانه دنبال می‌شود و مقام‌های لهستانی خواستار استرداد او از امارات شده‌اند. اینها در حال حاضر اتهام هستند و صدور کیفرخواست به معنای اثبات جرم نیست.

آیا تتر مقصر بود؟

در این پرونده وسوسه‌انگیز است که نتیجه بگیریم «اورلن به دلیل استفاده از رمزارز ۴۲۴ میلیون دلار از دست داد». اما چنین نتیجه‌ای بیش از اندازه ساده‌کننده است.

USDT قطعاً یکی از اجزای تعیین‌کننده ساختار معامله بود. استفاده از یک استیبل‌کوین امکان جابه‌جایی سریع ارزش خارج از شبکه بانکی سنتی را فراهم کرد و تحویل کلیدهای کیف پول به واسطه‌ها، کنترل‌های متعارف در پرداخت‌های شرکتی را کنار زد. از طرف دیگر، ثبت تراکنش‌ها روی بلاکچین بعدها یکی از ابزارهایی بود که روزنامه‌نگاران و محققان برای بازسازی مسیر پول از آن استفاده کردند.

مسئله بنیادی‌تر، کنترل پرداخت بود.

در یک معامله صدها میلیون‌دلاری، سؤال فقط این نیست که پول با سوئیفت، حواله بانکی یا استیبل‌کوین منتقل شده است. پرسش‌های مهم‌تر این است که گیرنده نهایی چه کسی است، طرف معامله چه اعتباری دارد، چه تضمینی در برابر عدم تحویل وجود دارد، آزادسازی وجه با کدام رویداد تجاری گره خورده و اگر زنجیره پرداخت بیش از یک واسطه دارد، مسئولیت هر حلقه چگونه تعریف شده است.

در پرونده اورلن، بخش قابل توجهی از این کنترل‌ها یا وجود نداشت یا نتوانست مانع انباشته‌شدن ریسک شود.

وقتی «پرداخت» از «معامله» جدا می‌شود

این پرونده نمونه‌ای قابل توجه از مسئله‌ای است که با گسترش استیبل‌کوین‌ها در تجارت بین‌المللی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند: موفقیت فنی یک پرداخت الزاماً به معنای موفقیت اقتصادی معامله نیست.

یک تراکنش USDT می‌تواند در چند دقیقه با موفقیت روی بلاکچین نهایی شود. اما بلاکچین نمی‌داند که در سوی دیگر قرارداد شش میلیون بشکه نفت واقعاً وجود دارد یا نه، فروشنده اختیار تحویل آن را دارد یا نه و شخصی که کلید خصوصی کیف پول را دریافت می‌کند واقعاً نماینده چه نهادی است.

در نظام بانکی و تجارت بین‌المللی، ابزارهایی مانند اعتبار اسنادی، ضمانت‌نامه، حساب امانی و سازوکارهای delivery-versus-payment دقیقاً برای کم‌کردن فاصله میان «انتقال پول» و «اجرای تعهد تجاری» ایجاد شده‌اند.

اگر یک استیبل‌کوین صرفاً جای انتقال بانکی را بگیرد، اما این لایه‌های کنترل حذف شوند، سرعت بیشتر پرداخت الزاماً به کاهش ریسک منجر نمی‌شود؛ حتی ممکن است سرعت خروج پول از کنترل پرداخت‌کننده را افزایش دهد.

مسئله، فناوری است یا معماری اعتماد؟

پرونده اورلن را می‌توان فراتر از یک معامله ناموفق نفتی دید؛ به‌عنوان نمونه‌ای از پرسشی بزرگ‌تر درباره آینده پرداخت‌های فرامرزی.

استیبل‌کوین‌ها می‌توانند اصطکاک پرداخت بین‌المللی را کاهش دهند، تسویه را سریع‌تر کنند و در بازارهایی که دسترسی به بانکداری کارگزاری محدود است، مسیرهای تازه‌ای برای انتقال ارزش بسازند. اما آیا سریع‌تر شدن انتقال پول، به‌تنهایی به معنای امن‌تر شدن معامله است؟

در تجارت نفت، فلزات، کالاهای اساسی و دیگر معاملات بزرگ، «ریل انتقال پول» فقط یکی از اجزای یک زنجیره پیچیده است. احراز هویت طرفین، کنترل تحریم، اعتبارسنجی، تضمین تحویل، اسناد تجاری، بیمه، تأمین مالی و سازوکار حل اختلاف، همگی بخشی از همان معماری‌ای هستند که باید میان پرداخت و اجرای تعهد تجاری پیوند برقرار کنند.

استیبل‌کوین می‌تواند یکی از این لایه‌ها را تغییر دهد: تسویه. اما اگر تسویه سریع‌تر شود و در عین حال کنترل طرف مقابل، تضمین تحویل و مسئولیت واسطه‌ها همچنان مبهم بماند، دقیقاً چه چیزی در معامله بهتر شده است؟

در پرونده اورلن، میلیون‌ها دلار توانست تقریباً بدون اصطکاک از مرزها عبور کند؛ نفت اما نتوانست همان مسیر را طی کند. همین فاصله، پرسش اصلی را از فناوری به طراحی خود معامله منتقل می‌کند.

اگر در پرداخت‌های آینده بتوان پول را در چند دقیقه و خارج از بسیاری از محدودیت‌های شبکه بانکی منتقل کرد، آیا مسئله اصلی دیگر این خواهد بود که پول چگونه جابه‌جا می‌شود، یا اینکه چه کسی، در برابر کدام تعهد و تحت چه سازوکارهایی اجازه دارد آن را جابه‌جا کند؟

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو