⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

از پترودلار تا «۱۱ سپتامبر صنعت مالی»؛ جیانگ چگونه فروپاشی نظم جهانی را روایت می‌کند؟

از پترودلار تا «۱۱ سپتامبر صنعت مالی»؛ جیانگ چگونه فروپاشی نظم جهانی را روایت می‌کند؟
اگر تجارت جهانی مختل شود، چه اتفاقی برای دلار، تراشه‌ها، هوش مصنوعی و حتی موجودی حساب‌های بانکی می‌افتد؟ جیانگ شوئه‌چین در گفت‌وگوی تازه خود با استیون بارتلت در پادکست «The Diary of a CEO» پاسخ بسیار بدبینانه‌ای به این پرسش می‌دهد. او معتقد است جهان نه صرفاً با تغییر موازنه قدرت، بلکه با خطر «پسرفت […]

اگر تجارت جهانی مختل شود، چه اتفاقی برای دلار، تراشه‌ها، هوش مصنوعی و حتی موجودی حساب‌های بانکی می‌افتد؟ جیانگ شوئه‌چین در گفت‌وگوی تازه خود با استیون بارتلت در پادکست «The Diary of a CEO» پاسخ بسیار بدبینانه‌ای به این پرسش می‌دهد. او معتقد است جهان نه صرفاً با تغییر موازنه قدرت، بلکه با خطر «پسرفت تمدنی» روبه‌روست؛ وضعیتی که از نظر او با جنگ ایران، اختلال در مسیرهای انرژی، کاهش جهانی‌سازی و شکنندگی زنجیره‌های تأمین تشدید می‌شود. بااین‌حال، در کنار داده‌های قابل‌اعتنایی که جیانگ به آنها استناد می‌کند، بخش مهمی از زنجیره استدلال او همچنان سناریو و پیش‌بینی است، نه نتیجه‌ای قطعی.

یک معادله برای توضیح جهان

نقطه شروع استدلال جیانگ ساده است: «پیشرفت فناوری = تخصص‌گرایی × جهانی‌سازی». در چارچوب او، فناوری پیشرفته زمانی امکان‌پذیر شده که هر کشور یا شرکت بخشی بسیار تخصصی از فرایند تولید را بر عهده گرفته و تجارت جهانی نیز امکان اتصال این قطعات به یکدیگر را فراهم کرده است. نیمه‌هادی برای او نمونه اصلی این وضعیت است؛ محصولی که مواد اولیه، طراحی، تجهیزات ساخت و تولید نهایی آن در چندین کشور پراکنده شده است.

بخش مهمی از این تصویر با واقعیت زنجیره تأمین تراشه همخوان است. بر اساس آمار مرکز ملی اطلاعات معدنی سازمان زمین‌شناسی آمریکا، چین در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۹ درصد گالیوم اولیه و ۸۷ درصد سیلیکون فلزی جهان را تولید کرده است. US Geological Survey از سوی دیگر، شرکت هلندی ASML در فناوری لیتوگرافی پیشرفته EUV جایگاهی تقریباً انحصاری دارد و ماشین‌های نسل High-NA آن حدود ۴۰۰ میلیون دلار قیمت دارند؛ موضوعی که رویترز در گزارشی درباره نسل جدید تجهیزات ASML بررسی کرده است.

جیانگ از همین نقطه یک گام بزرگ‌تر برمی‌دارد: اگر جنگ و رقابت ژئوپلیتیکی کشورها را وادار کند زنجیره‌های تأمین ملی و خودکفا بسازند، هم تخصص‌گرایی و هم جهانی‌سازی کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه سرعت پیشرفت فناوری نیز پایین می‌آید. این همان جایی است که تحلیل او از توصیف یک وابستگی واقعی به پیش‌بینی آینده فناوری تغییر می‌کند.

چرا جیانگ سراغ فروپاشی عصر برنز می‌رود؟

برای توضیح چنین آینده‌ای، جیانگ از «فروپاشی عصر برنز» کمک می‌گیرد. استدلال او این است که تمدن‌های عصر برنز نیز به شبکه‌ای از تجارت دوربرد و تقسیم کار وابسته شده بودند؛ مس و قلع در نقاط متفاوتی تولید می‌شد و بدون شبکه تجاری گسترده، تولید برنز دشوار بود. هنگامی که مجموعه‌ای از بحران‌های اقلیمی، مهاجرت، جنگ و اختلال تجاری روی هم قرار گرفتند، این شبکه به‌صورت زنجیره‌ای آسیب دید.

اصل وجود شبکه‌های گسترده تجاری در عصر برنز در پژوهش‌های تاریخی نیز دیده می‌شود. برای نمونه، پژوهش منتشرشده از سوی انتشارات دانشگاه کمبریج درباره تجارت و مهاجرت در عصر برنز از شکل‌گیری جهانی به‌شدت به‌هم‌پیوسته بر اثر تقاضا برای فلزات و گسترش جابه‌جایی دریایی و زمینی سخن می‌گوید. Cambridge University Press مطالعات دیگری نیز کاهش شبکه‌های مبادله، تغییرات اقلیمی و جابه‌جایی جمعیت را در میان عوامل مرتبط با تحولات پایان عصر برنز بررسی کرده‌اند.

بااین‌حال، تبدیل این تجربه تاریخی به الگویی قطعی برای جهان امروز، تفسیر جیانگ است. حتی مطالعات تاریخی نیز فروپاشی عصر برنز را حاصل یک علت واحد نمی‌دانند و درباره وزن عوامل مختلف اختلاف‌نظر وجود دارد.

ایران در مرکز سناریوی اختلال تجارت جهانی

آنچه این گفت‌وگو را برای مخاطب ایرانی متفاوت می‌کند، جایگاه ایران در زنجیره استدلال جیانگ است. او درگیری ایران و آمریکا را یکی از محرک‌های اصلی سناریوی خود می‌داند و تمرکز ویژه‌ای بر تنگه هرمز و باب‌المندب دارد. در نگاه او، اهمیت ایران فقط به توان نظامی یا موقعیت سیاسی آن محدود نمی‌شود؛ مسئله اصلی، قرارگرفتن ایران در یکی از حساس‌ترین نقاط شبکه تجارت و انرژی جهان است.

اهمیت هرمز در اقتصاد جهانی قابل‌اندازه‌گیری است. طبق داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا درباره گلوگاه‌های انتقال نفت جهان، در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از این تنگه عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و یک‌چهارم تجارت دریایی نفت.

اما جیانگ پا را از این داده فراتر می‌گذارد. او با استفاده از منطق نظریه بازی‌ها سناریویی را مطرح می‌کند که بر اساس آن، ایجاد نااطمینانی دائمی در مسیرهای کشتیرانی می‌تواند شرکت‌های بیمه را به عقب‌نشینی وادار کند. اگر حمل‌ونقل دریایی دیگر قابل‌بیمه‌کردن نباشد، به باور او تجارت حتی بدون بستن فیزیکی کامل مسیرها نیز می‌تواند مختل شود.

خود جیانگ در گفت‌وگو تأکید می‌کند که نمی‌تواند شکل دقیق این تشدید را پیش‌بینی کند. بنابراین «توقف تجارت جهانی» یا نتایج بعدی آن باید در گزارش به‌عنوان سناریوی موردنظر جیانگ باقی بماند، نه نتیجه قطعی تحولات منطقه.

پترودلار؛ بخش بحث‌برانگیز روایت جیانگ

مرحله بعدی تحلیل او به دلار می‌رسد. جیانگ نظم اقتصادی پس از دهه ۱۹۷۰ را تا حد زیادی متکی به «سیستم پترودلار» می‌بیند: نفت خاورمیانه با دلار معامله می‌شود، درآمدهای دلاری بار دیگر وارد بازارهای مالی آمریکا می‌شوند و این گردش سرمایه امکان تأمین مالی اقتصاد آمریکا را فراهم می‌کند.

اما این بخش از روایت او نیازمند احتیاط بیشتری است. پژوهش‌های اقتصادی نشان می‌دهند جایگاه دلار در تجارت نفت همچنان مهم است، اما نقش جهانی دلار را نمی‌توان تنها به نفت نسبت داد. مقاله‌ای از صندوق بین‌المللی پول درباره ارزهای مورد استفاده در تجارت جهانی نشان می‌دهد دلار با وجود افزایش شکاف‌های ژئوپلیتیکی همچنان موقعیت قدرتمندی در صورت‌حساب‌های تجاری، از جمله صادرات نفت، دارد.

در عین حال، برد ستسر در تحلیلی برای شورای روابط خارجی آمریکا درباره «افسانه و واقعیت پترودلار» استدلال می‌کند که روایت رایج درباره وابستگی موجودیت دلار به یک توافق دائمی نفتی با عربستان، بیش از اندازه ساده‌سازی شده است و در اقتصاد امروز، مازاد تولیدی کشورهای آسیایی و عمق بازارهای مالی آمریکا اهمیت زیادی دارند.

یک جزئیات دیگر نیز بخشی از روایت جیانگ را تعدیل می‌کند. او ژاپن، کشورهای خلیج فارس و چین را از تأمین‌کنندگان اصلی مالی آمریکا معرفی می‌کند. اما در آمار ژوئیه ۲۰۲۶ وزارت خزانه‌داری آمریکا درباره دارندگان خارجی اوراق خزانه، ژاپن با حدود ۱.۱۰۴ تریلیون دلار، بریتانیا با ۹۹۸ میلیارد دلار و چین با ۶۱۸ میلیارد دلار سه دارنده بزرگ ثبت‌شده‌اند.

این تفاوت لزوماً کل استدلال جیانگ را رد نمی‌کند، اما نشان می‌دهد رابطه نفت، تجارت، جریان سرمایه و جایگاه دلار از مدل خطی «نفت -> دلار -> اوراق خزانه» پیچیده‌تر است.

«۹/۱۱ مالی»؛ اگر هدف بعدی خود پول باشد

مالی‌ترین بخش گفت‌وگو جایی است که جیانگ از آنچه معادل یک «۹/۱۱ جدید» می‌داند صحبت می‌کند. سناریوی او دیگر هواپیما و ساختمان نیست؛ زیرساخت داده‌ای نظام مالی آمریکا است.

او از یک موقعیت روزمره شروع می‌کند: فردی قصد خرید قهوه دارد اما پرداخت انجام نمی‌شود. بعد متوجه می‌شود حساب بانکی‌اش در دسترس نیست و بانک نیز نمی‌تواند بگوید داده‌ها چه زمانی بازیابی خواهند شد. در روایت جیانگ، هدف چنین حمله‌ای فقط زیان مالی نیست؛ ایجاد اضطراب، خشم و بی‌اعتمادی گسترده در جامعه است.

هیچ مدرکی در گفت‌وگو برای قریب‌الوقوع‌بودن چنین حمله‌ای ارائه نمی‌شود و این بخش باید صریحاً به‌عنوان پیش‌بینی شخصی جیانگ معرفی شود. بااین‌حال، مسئله ریسک سایبری سیستمی در صنعت مالی واقعی است. پژوهش فوریه ۲۰۲۶ بانک فدرال رزرو نیویورک درباره ریسک سایبری سیستمی نشان می‌دهد وابستگی مشترک مؤسسات مالی به تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ فناوری می‌تواند آسیب‌پذیری سایبری را در سطح سیستم تقویت کند.

این تمایز برای گزارش راه پرداخت اهمیت دارد: ریسک سایبری نظام مالی واقعی است؛ اما سناریوی پاک‌شدن گسترده حساب‌های بانکی و تبدیل آن به یک «۹/۱۱ مالی» پیش‌بینی جیانگ است.

وقتی زنجیره تأمین به مسئله هوش مصنوعی تبدیل می‌شود

جیانگ همان معادله اولیه را در پایان گفت‌وگو به هوش مصنوعی برمی‌گرداند. به اعتقاد او، اگر تجارت جهانی و زنجیره تولید تراشه آسیب ببیند، AI نیز نمی‌تواند مسیر فعلی توسعه خود را بدون وقفه ادامه دهد.

از نگاه او، فناوری هوش مصنوعی به شبکه‌ای پیچیده از مواد اولیه، کارخانه‌های ساخت تراشه، تجهیزات لیتوگرافی، انرژی، سرمایه و زیرساخت داده وابسته است. در نتیجه، ازهم‌گسیختگی تجارت جهانی صرفاً قیمت کالاها را بالا نمی‌برد؛ ممکن است ظرفیت جوامع برای ادامه توسعه فناوری‌های پیشرفته را نیز محدود کند.

وابستگی صنعت تراشه به چند نقطه محدود زنجیره تأمین واقعی است. چین سهم بسیار بالایی از برخی مواد معدنی مورد استفاده در صنایع پیشرفته دارد و ASML نیز در لیتوگرافی EUV جایگاهی منحصربه‌فرد دارد. همین ساختار نشان می‌دهد چرا درگیری‌های ژئوپلیتیکی و محدودیت‌های تجاری به یکی از مسائل اصلی صنعت نیمه‌هادی تبدیل شده‌اند.

اما جیانگ از این نقطه نیز نتیجه‌ای بزرگ‌تر می‌گیرد. او احتمال می‌دهد در شرایط بی‌ثباتی، هوش مصنوعی به‌جای حرکت به سمت حل مسائل علمی و اقتصادی، بیشتر در نظارت سراسری، کنترل اجتماعی و جنگ‌افزارهای خودمختار به کار گرفته شود. این بخش دیگر داده‌ای درباره وضع موجود نیست؛ سناریویی درباره نوع استفاده آینده از فناوری است.

ارزش این گفت‌وگو برای صنعت مالی کجاست؟

اهمیت گفت‌وگوی جیانگ لزوماً در پذیرش پیش‌بینی «فروپاشی تمدن» نیست. بخش قابل‌توجهی از نتیجه‌گیری‌های او از چند فرض متوالی تشکیل شده‌اند و تغییر هر حلقه می‌تواند نتیجه نهایی را تغییر دهد.

آنچه برای صنعت مالی اهمیت بیشتری دارد، نقشه وابستگی‌هایی است که او کنار هم می‌گذارد: انرژی به کشتیرانی وابسته است، کشتیرانی به بیمه، تجارت به شبکه‌های پرداخت و ارزهای بین‌المللی، فناوری به مواد اولیه و تراشه و بانکداری به زیرساخت‌های داده‌ای.

در چنین تصویری، ریسک ژئوپلیتیک دیگر فقط موضوع وزارت خارجه یا بازار نفت نیست. اختلال در یک گلوگاه دریایی می‌تواند از مسیر قیمت انرژی و هزینه حمل‌ونقل به تورم برسد؛ اختلال در تجارت می‌تواند زنجیره تأمین فناوری را تحت فشار قرار دهد و یک آسیب‌پذیری مشترک دیجیتال نیز می‌تواند به ریسک عملیاتی در شبکه مالی تبدیل شود.

شاید مهم‌ترین نکته گفت‌وگو همین باشد: اقتصاد مدرن مجموعه‌ای از سیستم‌های مستقل نیست؛ شبکه‌ای از وابستگی‌های متقابل است. آنچه همچنان محل اختلاف باقی می‌ماند، نتیجه‌ای است که جیانگ از این وابستگی می‌گیرد و آن را «فروپاشی تمدن» می‌نامد.

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو