به گزارش پایگاه خبری بانکداری نوین الکترونیک: در ادبیات اقتصاد مدرن، «تابآوری» (Resilience) دیگر یک واژه تزئینی نیست؛ بلکه مرز باریک میان بقا و فروپاشی یک جامعه در زمان بحران است. جنگها در دنیای امروز دیگر به مرزهای جغرافیایی و خطوط مقدم جبههها محدود نمیشوند. هنگامی که تنشهای نظامی رخ میدهند، اقتصاد و بهویژه زیستبوم دیجیتال به عنوان یکی از نخستین اهداف، تحت فشارهای سنگین ناشی از تحریمهای مضاعف، حملات سایبری گسترده و اختلال در زیرساختهای فیزیکی قرار میگیرد.
در چنین شرایطی این پرسش اساسی مطرح میشود: زمانی که صدای جنگ خاموش میشود و جامعه وارد مرحله «پساجنگ» میگردد، چگونه میتوان بدنه آسیبدیده اقتصاد را ترمیم کرد؟ پاسخ این پرسش را باید در قلب تپنده اقتصاد دیجیتال، یعنی «صنعت پرداخت» جستوجو کرد. این مقاله به بررسی نقشی میپردازد که صنعت پرداخت و شبکه خدمات مالی دیجیتال در حفظ پایداری اقتصادی ایران در خلال تنشهای نظامی سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ ایفا کرده و چگونه در مرحله پساجنگ به موتور محرک بازسازی اقتصادی تبدیل شده است.
بخش اول: کالبدشکافی اقتصاد دیجیتال و ارکان آن
اقتصاد دیجیتال پدیدهای تکبعدی نیست، بلکه سیستمی پویا و چندلایه است که بر چهار رکن اصلی استوار است.
نخستین رکن، زیرساختهای سختافزاری و ارتباطی است. این لایه شامل شبکه ملی اطلاعات، پهنای باند ارتباطی، مراکز داده (دیتاسنترها) و شبکههای ارتباطی اپراتورهای مخابراتی میشود. بدون این زیرساختها اساساً امکان ارائه خدمات دیجیتال وجود ندارد.
رکن دوم، پلتفرمها و خدمات دیجیتال هستند. این بخش شامل کسبوکارهای اینترنتی، پلتفرمهای تجارت الکترونیک، سامانههای حملونقل هوشمند، بازارگاههای آنلاین و خدمات ابری است که نقش واسطه میان عرضهکنندگان و مصرفکنندگان را ایفا میکنند.
رکن سوم، تراکنشهای دیجیتال و سیستمهای پرداخت است. این لایه امکان انتقال ارزش مالی را به صورت آنی، امن و بدون نیاز به جابهجایی فیزیکی پول فراهم میکند. شبکههای پرداخت، درگاههای اینترنتی، کارتخوانها و سامانههای موبایلی در این بخش قرار میگیرند.
چهارمین رکن، سرمایه انسانی و مهارتهای دیجیتال است؛ یعنی نیروی متخصصی که توسعه، نگهداری و نوآوری در این اکوسیستم را بر عهده دارد.
در زمان بحرانهای بزرگ مانند جنگ، اگر لایه تراکنشهای دیجیتال دچار اختلال شود، کل اکوسیستم عملاً فلج خواهد شد. حتی اگر پلتفرمهای فروش فعال باشند و کالا در بازار موجود باشد، بدون یک سیستم پرداخت پایدار هیچ مبادله اقتصادی شکل نمیگیرد. به همین دلیل صنعت پرداخت را میتوان «لایه توانمندساز» سایر اجزای اقتصاد دیجیتال دانست.
بخش دوم: زیستبوم اقتصاد دیجیتال ایران در بوته آزمایش
روایت بحرانهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵
اقتصاد ایران در سالهای اخیر با فشارهای متعددی روبهرو بوده است. علاوه بر تحریمهای مزمن بینالمللی، تجربه دو درگیری نظامی در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ فشار بیسابقهای بر زیرساختهای اقتصادی و دیجیتال کشور وارد کرد.
این دو رویداد شامل موارد زیر بود:
۱. جنگ ۱۲ روزه در سال ۱۴۰۴
۲. جنگ ۳۹ روزه در اواخر ۱۴۰۴ و اوایل ۱۴۰۵
این تنشها اکوسیستم اقتصاد دیجیتال ایران را با چالشهای چندبعدی مواجه ساخت که میتوان آنها را در سه محور اصلی خلاصه کرد.
۱. جنگ سایبری زیرساختی
در طول این درگیریها، زیرساختهای حیاتی کشور از جمله دیتاسنترهای ملی، درگاههای اینترنتی و سامانههای بانکی هدف حملات گسترده سایبری قرار گرفتند. حملات محرومسازی از سرویس (DDoS) و حملات بدافزاری تلاش داشتند دسترسی به خدمات مالی و ارتباطی را مختل کنند. در چنین شرایطی پایداری زیرساختهای ارتباطی کشور بارها با چالش مواجه شد.
۲. شوکهای روانی و نوسانات شدید ارزی
افزایش تنشهای نظامی معمولاً باعث شکلگیری رفتارهای هیجانی در بازار میشود. در این دوره نیز بخشی از جامعه به سمت خرید داراییهای امن مانند طلا و ارز حرکت کرد. این وضعیت فشار شدیدی بر شبکههای پرداخت و سامانههای بانکی وارد کرد و حجم تراکنشها در مقاطعی به شکل چشمگیری افزایش یافت.
۳. اختلال در زنجیره تأمین و لجستیک
در زمان بحران، حملونقل و توزیع کالا نیز با محدودیتهایی روبهرو میشود. برخی کسبوکارهای اینترنتی با کاهش فروش مواجه شدند و نگرانی درباره بازگشت وجه یا انجام صحیح پرداختها افزایش یافت. در چنین فضایی، اعتماد عمومی به عملکرد صحیح سیستمهای پرداخت اهمیت حیاتی پیدا کرد.
بخش سوم: صنعت پرداخت؛ ستون فقرات تابآوری در زمان جنگ و محرک احیا در پساجنگ
شبکه پرداخت الکترونیک ایران که شامل سامانههای شتاب، شاپرک و شرکتهای ارائهدهنده خدمات پرداخت (PSP) است، در بحرانهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نقش فراتر از یک زیرساخت فنی ایفا کرد و به بخشی از سازوکار پدافند غیرعامل اقتصادی کشور تبدیل شد.
الف) نقش صنعت پرداخت در زمان جنگ: حفظ پایداری اقتصادی
در روزهای اوج بحران، کارکرد صنعت پرداخت در چند حوزه حیاتی نمایان شد.
نخست، جلوگیری از هجوم به شعب بانکها بود. اگر شبکه پرداخت الکترونیک، درگاههای اینترنتی یا دستگاههای کارتخوان برای مدت طولانی از دسترس خارج میشدند، احتمال هجوم مردم برای دریافت پول نقد افزایش مییافت. پایداری شبکه پرداخت از بروز چنین بحرانی جلوگیری کرد.
دوم، تابآوری در برابر حملات سایبری بود. شرکتهای پرداخت با استفاده از زیرساختهای توزیعشده، سیستمهای مانیتورینگ مداوم و سازوکارهای دفاع سایبری توانستند نرخ موفقیت تراکنشها را در سطح بسیار بالایی حفظ کنند.
سوم، تسهیل تبادلات اقتصادی روزمره بود. فعال بودن درگاههای فروشگاهی و کارتخوانها به مردم اجازه داد حتی در شرایط بحران نیز خرید کالاهای ضروری را بدون مشکل انجام دهند. این موضوع به حفظ آرامش روانی جامعه کمک کرد.
به طور کلی، عملکرد صنعت پرداخت در زمان بحران را میتوان در سه کارکرد اصلی خلاصه کرد: حفظ پایداری سایبری، جلوگیری از هجوم به پول نقد و استمرار تبادلات اقتصادی روزمره.
ب) نقش صنعت پرداخت در دوران پساجنگ: بازسازی و احیای اقتصادی
با کاهش تنشهای نظامی، اقتصاد کشور با مشکلاتی مانند کاهش نقدینگی کسبوکارها، افت قدرت خرید و رکود نسبی در بازار مواجه شد. در این مرحله، صنعت پرداخت نقش مهمی در بازگرداندن جریان اقتصادی ایفا کرد.
یکی از اقدامات مهم، توسعه ابزارهای اعتباری و مدلهای خرید اقساطی یا «الان بخر، بعداً پرداخت کن» (BNPL) بود که به تحریک تقاضا در بازار کمک کرد.
همچنین کاهش هزینه مبادلات مالی از طریق توسعه پرداختهای مبتنی بر QR و پرداختهای درونبرنامهای مورد توجه قرار گرفت. این روشها وابستگی به کارتهای فیزیکی و تجهیزات وارداتی را کاهش دادند.
علاوه بر این، حمایت از کسبوکارهای خرد و خانگی با ارائه درگاههای پرداخت سادهتر و تسویه حساب سریعتر انجام شد. این اقدامات به بهبود جریان نقدینگی بسیاری از کسبوکارهای کوچک کمک کرد.
نتیجهگیری: درسهایی برای آینده
تجربه تنشهای نظامی سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان داد که امنیت و پایداری اقتصادی یک کشور تنها به توان نظامی وابسته نیست. زیرساختهای حیاتی مانند شبکه پرداخت الکترونیک نقشی تعیینکننده در حفظ ثبات اقتصادی و آرامش روانی جامعه دارند.
صنعت پرداخت ایران در این دوره نشان داد که میتواند فراتر از یک ابزار تراکنشی عمل کند و به عنوان موتور احیای اقتصادی در دوران پساجنگ نقشآفرینی کند. برای افزایش تابآوری این صنعت در آینده، چند مسیر راهبردی اهمیت ویژهای دارد.
از جمله این مسیرها میتوان به توسعه کیف پولهای آفلاین برای انجام تراکنش در شرایط قطع اینترنت، استفاده از فناوریهای غیرمتمرکز و ریال دیجیتال برای کاهش نقاط آسیبپذیر متمرکز، و همچنین بومیسازی کامل تجهیزات سختافزاری بانکی اشاره کرد.
در نهایت، بازسازی پساجنگ تنها به زیرساختهای فیزیکی محدود نمیشود. پیش از هر چیز باید اعتماد عمومی، جریان مالی و امکان تبادلات اقتصادی روزمره احیا شود. صنعت پرداخت نشان داده است که یکی از مهمترین زیرساختهای تحقق این بازسازی اقتصادی است.