در هفتههای اخیر، بازار پیشرفته پلتفرمهای خرید و فروش آنلاین طلا به یکی از موضوعات مورد بحث میان فعالان این صنعت و نهادهای تنظیمگر تبدیل شده است؛ ابزاری که برخی آن را با بورس مقایسه میکنند، اما فعالان این حوزه معتقدند ماهیت آن کاملاً متفاوت است. محسن ابوالفتحی، مدیرعامل طلاین، در این گفتوگو ضمن تشریح سازوکار بازار پیشرفته، بر ضرورت تفکیک آن از بازارهای سرمایه تأکید میکند و میگوید راهحل مواجهه با نوآوری، تدوین چارچوبهای شفاف و تنظیمگری هوشمند است، نه محدود کردن ابزارهایی که به افزایش شفافیت، نقدشوندگی و کارایی بازار کمک میکنند.
فعالان اقتصاد دیجیتال معمولا نگاه انتقادی به رگولاتورها دارند. واقعا مشکل از کجاست؟
به نظر من مسئله، مطالبه حمایت نیست؛ مطالبه اصلی، پیشبینیپذیری است. هیچ کسبوکاری انتظار ندارد دولت یا رگولاتور برایش مزیت ایجاد کند، اما انتظار دارد قواعد بازی روشن، پایدار و قابل پیشبینی باشند. امروز بسیاری از کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال با این چالش روبهرو هستند که ممکن است هر هفته یا هر ماه با بخشنامه، تفسیر یا دستورالعمل جدیدی مواجه شوند؛ بدون اینکه فرصت کافی برای تطبیق با آن داشته باشند.
در چنین شرایطی بخش زیادی از انرژی مدیران، به جای توسعه محصول، جذب سرمایه یا بهبود تجربه کاربر، صرف مدیریت ریسکهای ناشی از تصمیمات بیرونی میشود. بنابراین بحث اصلی، حمایت نیست؛ بحث این است که تنظیمگری به جای ایجاد نااطمینانی، زمینه رشد را فراهم کند.
قوانین حوزه طلای آنلاین تا چه اندازه با ماهیت این بازار سازگار است؟
بازار طلای آنلاین، یک بازار ترکیبی است؛ هم ویژگیهای بازار طلا را دارد و هم ویژگیهای اقتصاد دیجیتال را. اگر فقط با نگاه سنتی بازار طلا به آن نگاه کنیم، بخشی از واقعیت را از دست میدهیم و اگر صرفاً آن را یک پلتفرم فناوری بدانیم، باز هم تصویر ناقصی خواهیم داشت.
خوشبختانه امروز اصل فعالیت این صنعت پذیرفته شده، اما هنوز در برخی مقررات، همان الگوهایی استفاده میشود که برای بازارهای سنتی طراحی شدهاند. در حالی که پلتفرمهای آنلاین با میلیونها کاربر، حجم بالای تراکنش و زیرساختهای دیجیتال، نیازمند قواعد متناسب با همین فضا هستند.
رگولاتور با خود فعالان بازار مشورت میکند؟
در سالهای اخیر جلسات متعددی میان نهادهای مختلف و فعالان این صنعت برگزار شده و ما هم تقریباً در همه این جلسات حضور داشتهایم. بنابراین نمیتوان گفت گفتوگویی وجود ندارد.
اما مسئله این است که گاهی فاصله میان شنیدن نظرات و اثرگذاری آنها در تصمیم نهایی زیاد است. طبیعی است که هر رگولاتوری اختیار تصمیمگیری دارد، اما اگر قرار باشد تجربه عملی کسبوکارها هم در طراحی مقررات استفاده شود، احتمال موفقیت آن تصمیمها بسیار بیشتر خواهد بود.
درباره موضوع خزانه و تصمیم بانک مرکزی چه نظری دارید؟
به نظر من باید میان هدف و ابزار تفاوت قائل شویم. هدف جلوگیری از خالیفروشی، هدف کاملاً درستی است و ما هم از ابتدا از آن حمایت کردهایم، چون اعتماد کاربران مهمترین سرمایه این بازار است.
اما سؤال این است که آیا برای رسیدن به این هدف، فقط یک مسیر وجود دارد؟ اگر تمام خدمات خزانهداری به یک نقطه محدود شود، یا فقط یک مدل مشخص برای نگهداری طلا وجود داشته باشد، عملاً رقابت در این بخش از بین میرود. ما معتقدیم میتوان هم نظارت مؤثر داشت، هم چند ارائهدهنده خدمات خزانه وجود داشته باشند. این دو موضوع منافاتی با هم ندارند. بانک مرکزی هم اگرچه اعلام کرده که خزانههای جدیدی وارد بازی میشوند اما هنوز هیچ گزینه جدیدی را معرفی نکرده است.
شما در ارائه محصول به کاربران خودتان در این مدت خلاقیتهای ویژهای هم داشتید و محصولی مثل بازار پیشرفتهی خرید و فروش طلا را ارائه کرده اید. استقبال از این محصول چگونه بود و آیا دربارهی آن با رگولاتوری به چالشی دارید؟
فکر میکنم قبل از هر چیز باید یک سوءبرداشت را برطرف کنیم. اسم «بازار پیشرفته» شاید این تصور را ایجاد کند که با یک بازار مالی شبیه بورس یا معاملات اوراق بهادار روبهرو هستیم، در حالی که اساساً چنین نیست.
بازار پیشرفته، یک ابزار برای «بهبود تجربه خرید و فروش طلای فیزیکی» است. در مدل معمول، کاربر با قیمت اعلامی پلتفرم معامله میکند. اما در بازار پیشرفته، کاربر میتواند قیمت مدنظر خود را ثبت کند تا اگر بازار به آن قیمت رسید، معامله انجام شود.
نکته مهم اینجاست که در این بازار، کاربران با یکدیگر معامله نمیکنند. طرف معامله همچنان خود پلتفرم است و مسئولیت کامل تسویه، تحویل طلا و نگهداری پشتوانه فیزیکی نیز بر عهده پلتفرم باقی میماند. بنابراین نه اوراق بهاداری منتشر میشود، نه دارایی جدیدی خلق میشود و نه چیزی خارج از چارچوب خرید و فروش طلای واقعی اتفاق میافتد.
دلیل استقبال کاربران هم همین است؛ بازار پیشرفته باعث میشود قیمتها به نرخ واقعی بازار نزدیکتر باشد، نقدشوندگی افزایش پیدا کند و کاربران بتوانند با هزینه کمتر و شفافیت بیشتر معامله کنند. در واقع این ابزار بیش از آنکه برای سفتهبازی طراحی شده باشد، برای کارآمدتر کردن بازار طراحی شده است.
طبیعی است که هر نوآوری، سؤالات و دغدغههایی برای رگولاتور ایجاد کند و ما این دغدغهها را کاملاً درک میکنیم. اگر نگرانی درباره حمایت از حقوق مصرفکننده، شفافیت یا جلوگیری از سوءاستفاده وجود داشته باشد، معتقدیم باید درباره آن گفتوگو کرد و برایش چارچوب مشخص نوشت. اما اگر صرفاً به دلیل شباهت ظاهری، چنین ابزاری با بورس یا سایر بازارهای مالی یکی تلقی شود، به نظر ما تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمیدهد.
واقعیت این است که امروز مردم، بهویژه در شرایط تورمی، به ابزارهای شفاف، قانونی و کمهزینه برای حفظ ارزش دارایی خود نیاز دارند. اگر این ابزارها در بسترهای رسمی محدود شوند، تقاضا از بین نمیرود؛ بلکه ممکن است به سمت بازارهای غیرشفاف و غیررسمی منتقل شود. به همین دلیل ما همیشه گفتهایم از تنظیمگری استقبال میکنیم، اما تنظیمگری باید به گونهای باشد که ضمن حفظ امنیت و حقوق کاربران، نوآوری و کارایی بازار را نیز از بین نبرد.
به اعتقاد ما، بهترین راهحل این است که رگولاتور، فعالان صنعت و متخصصان حوزه مالی کنار هم بنشینند و برای چنین ابزارهایی چارچوبی روشن و قابل اجرا طراحی کنند؛ چارچوبی که هم دغدغههای نظارتی را برطرف کند و هم دسترسی مردم به خدمات مدرن و شفاف مالی را محدود نکند.
بازار پیشرفته، در واقع پاسخ به نیاز بخشی از کاربران حرفهای است؛ کاربرانی که به دنبال ابزارهای متنوعتر برای مدیریت دارایی خود هستند.
البته هر ابزار مالی جدیدی نیازمند بررسی دقیق است و این نگرانی را درک میکنیم. اما معتقدیم بهترین مسیر، گفتوگو و طراحی چارچوب مشخص است، نه حذف یا متوقف کردن نوآوری.
تجربه دنیا هم نشان میدهد هر جا نوآوری زودتر از قانون حرکت کرده، راهحل، تنظیمگری هوشمند بوده، نه جلوگیری از توسعه فناوری.
چرا با وجود تأکید بر اقتصاد دیجیتال، در عمل محدودیت زیاد است؟
به نظر من میان نگاه سیاستگذار و مجری همیشه فاصله وجود دارد. در اسناد بالادستی، توسعه اقتصاد دیجیتال یک اولویت است، اما وقتی به مرحله اجرا میرسیم، گاهی دغدغه کنترل و کاهش ریسک بر دغدغه توسعه غلبه میکند. در حالی که این دو الزاماً در تضاد نیستند. میتوان هم امنیت داشت، هم رقابت، هم شفافیت و هم نوآوری.