⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

تداوم مالی؛ چطور در بحران همچنان حق انتخاب داشته باشیم

تداوم مالی؛ چطور در بحران همچنان حق انتخاب داشته باشیم
جنگ دوازده‌روزه در خرداد ۱۴۰۴ فقط زیرساخت و عملیات شرکت‌های اقتصاد دیجیتال را تحت فشار نگذاشت. چند هفته بعد، گزارش‌هایی از توقف پروژه‌ها، کاهش فعالیت و تعدیل نیرو در بخشی از این کسب‌وکارها منتشر شد. مسئله برای بسیاری از شرکت‌ها این بود که حتی یک دوره کوتاه کاهش درآمد یا توقف فعالیت، چقدر سریع می‌تواند […]

جنگ دوازده‌روزه در خرداد ۱۴۰۴ فقط زیرساخت و عملیات شرکت‌های اقتصاد دیجیتال را تحت فشار نگذاشت. چند هفته بعد، گزارش‌هایی از توقف پروژه‌ها، کاهش فعالیت و تعدیل نیرو در بخشی از این کسب‌وکارها منتشر شد. مسئله برای بسیاری از شرکت‌ها این بود که حتی یک دوره کوتاه کاهش درآمد یا توقف فعالیت، چقدر سریع می‌تواند منابع مالی آن‌ها را تحت فشار قرار دهد.

به گزارش روابط عمومی آلیاسیس، فشار به همان چند هفته محدود نماند. ارزیابی انجمن سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایران از سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد حجم واقعی سرمایه‌گذاری خطرپذیر نسبت به سال قبل کاهش یافته و برآورد شده سرمایه‌گذاری شرکت‌های خصوصی خطرپذیر حدود ۶۰ درصد افت کرده باشد. نااطمینانی اقتصادی، بی‌ثباتی نرخ ارز، دشواری خروج سرمایه‌گذاران و تغییر سیاست‌ها، سرمایه‌گذاری را محتاط‌تر کرده‌اند. برای کسب‌وکاری که بخشی از رشد یا عملیات روزمره خود را بر جذب سرمایه بعدی بنا کرده، چنین تغییری مستقیماً بر امکان ادامه فعالیت اثر می‌گذارد

این وضعیت یک تفاوت مهم را یادآوری می‌کند: سودآوری و تداوم مالی به یک معنا نیستند. ممکن است شرکتی روی کاغذ سودآور باشد، اما نقدینگی کافی برای پرداخت تعهدات چند ماه آینده را نداشته باشد. ممکن است محصول خوبی داشته باشد، اما افزایش ناگهانی هزینه تجهیزات و نیروی انسانی اجرای آن را دشوار کند. یا کسب‌وکاری همچنان در حال رشد باشد، اما تقریباً تمام منابعش به یک سرمایه‌گذار، بانک یا جریان درآمدی واحد وابسته باشد.

در چنین شرایطی، تداوم مالی فقط به این مربوط نیست که سازمان چقدر پول دارد. مهم است این منابع چقدر برای تصمیم‌گیری زمان می‌خرند و چه گزینه‌هایی را در اختیار سازمان باقی می‌گذارند. آیا می‌توان چند ماه افت درآمد را تحمل کرد؟ اگر یک جریان اعتباری قطع شد، مسیر دیگری وجود دارد؟ اگر هزینه یک پروژه ناگهان افزایش یافت، سازمان می‌تواند آن را بازطراحی کند یا ناچار است از پروژه‌ای حیاتی صرف‌نظر کند؟

چهار گفت‌وگو با میثم رجبی، حسام مقصودلو، علیرضا قنادان و سامان بیرقی، چهار بخش از همین مسئله را روشن می‌کنند؛ از خلق ارزش و زمان مالی تا فرسایش بودجه در اثر تورم، وابستگی به یک منبع و تناسب میان مقیاس کسب‌وکار و توان مالی آن.

تداوم مالی مفهومی بیش از صورت‌های مالی است

صورت‌های مالی نشان می‌دهند کسب‌وکار در یک دوره چگونه عمل کرده است. تداوم، سؤال دیگری دارد: اگر جریان معمول درآمد فردا مختل شود، این کسب‌وکار چند ماه می‌تواند به فعالیت خود ادامه دهد و در این مدت چه انتخاب‌هایی خواهد داشت؟

این سؤال در کسب‌وکارهای مالی و فین‌تک اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. توسعهٔ یک محصول مالی معمولاً به زیرساخت، امنیت، نیروی متخصص، انطباق با مقررات و عملیات مستمر نیاز دارد. بسیاری از این هزینه‌ها را نمی‌توان با اولین نشانه بحران یک‌شبه حذف کرد. از طرف دیگر، رشد سریع ممکن است سازمان را به منابع مالی بیرونی یا یک جریان درآمدی خاص وابسته کرده باشد.

به همین دلیل، نقدینگی فقط عددی در حساب بانکی نیست. منابع مالی باید به سازمان فرصت بدهند پیش از رسیدن به نقطه‌ای که انتخاب‌هایش از بین می‌روند، واکنش نشان دهد.

میثم رجبی: سرمایه باید فرصت رشد بدهد

میثم رجبی، مدیرعامل رادین، تداوم مالی را از نقطه‌ای بررسی می‌کند که منابع مالی به توان کسب‌وکار برای خلق ارزش متصل می‌شوند.

از نگاه او، وجود جریان پول به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که یک کسب‌وکار قابلیت ادامه دارد. ممکن است شرکتی هنوز به تعادل مالی نرسیده باشد، اما مسئله‌ای واقعی را حل کند و برای مشتری ارزش بسازد. در مقابل، یک کسب‌وکار دارای منابع مالی، اگر از مسیر خلق ارزش فاصله بگیرد، دیر یا زود با مشکل روبه‌رو می‌شود.

«قبل از اینکه درباره جریان پول صحبت کنیم، باید ببینیم کسب‌وکار هنوز ارزش ایجاد می‌کند یا نه. ممکن است یک شرکت در مقطعی تعادل مالی نداشته باشد، اما اگر برای مشتری ارزش واقعی می‌سازد، هنوز ظرفیت ادامه‌دادن دارد. پول باید برای شما زمان بخرد؛ زمان برای اصلاح مدل یا رسیدن به مرحله بعد. اگر خلق ارزش متوقف شده باشد، داشتن پول فقط زمان پایان را عقب می‌اندازد.»

در این نگاه، ذخیره نقدی زمانی مفید است که به سازمان فرصت اصلاح مسیر بدهد. اگر کسب‌وکار نداند این زمان را برای چه تغییری می‌خواهد، افزایش ذخیره مالی فقط بحران را دیرتر آشکار می‌کند.

نقدینگی؛ خریدن زمان برای تصمیم‌گیری

در ادبیات استارتاپی برای این زمان از اصطلاح «Runway» استفاده می‌شود؛ یعنی با منابع موجود، شرکت چند ماه می‌تواند به فعالیت ادامه دهد. از منظر تداوم، این عدد فقط فاصله تا دور بعدی سرمایه‌گذاری نیست؛ فاصله تا زمانی است که سازمان دیگر نتواند آزادانه تصمیم بگیرد.

ممکن است شرکتی امروز بتواند دربارهٔ کاهش هزینه، تغییر محصول، مذاکره با بانک یا ایجاد یک منبع درآمد تازه تصمیم بگیرد. اگر نقدینگی بیش از حد کاهش پیدا کند، همان شرکت چند ماه بعد شاید فقط میان اخراج گسترده، توقف خدمت یا تعطیلی انتخاب داشته باشد.

رجبی این وضعیت را به حرکت میان دو پمپ‌بنزین تشبیه می‌کند:

«لازم نیست از همان ابتدا برای تمام مسیر سوخت داشته باشید، اما باید بدانید با چیزی که دارید می‌توانید خودتان را به مرحله بعد برسانید. منابع مالی باید به‌اندازه‌ای باشند که برای مذاکره، اصلاح مدل یا ایجاد درآمد جدید فرصت داشته باشید. وقتی این زمان تمام می‌شود، کیفیت انتخاب‌ها هم پایین می‌آید.»

از این زاویه، ذخیره مالی را می‌توان زمان تصمیم‌گیری ذخیره‌شده دانست.

حسام مقصودلو: وقتی هزینه‌ها از برآورد جلو می‌زنند

حسام مقصودلو، عضو هیئت‌مدیره هلدینگ تفتا، تداوم مالی را از زاویه افزایش هزینه فناوری بررسی می‌کند.

در شرایط اقتصادی ایران، شوک مالی همیشه از سمت کاهش درآمد وارد نمی‌شود. گاهی درآمد وجود دارد، اما هزینه اجرای همان برنامه‌ای که چند ماه قبل طراحی شده بود، به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. تجهیزات، لایسنس، زیرساخت خارجی و نیروی متخصص می‌توانند در مدت کوتاهی هزینه‌ای بسیار بیشتر از بودجه اولیه پیدا کنند.

مقصودلو نمونه پروژه‌ای امنیتی را مطرح می‌کند که برآورد اولیه آن حدود ۵۰۰ میلیارد تومان بوده، اما با تغییر نرخ ارز، هزینه اجرا به حدود ۷۰۰ میلیارد تومان رسیده است.

«مسئله امنیتی که قرار بود حل کنید هنوز سر جایش است، اما منابع شما دیگر برای اجرای همان راه‌حل کافی نیست. معمولاً اولین واکنش این است که پروژه عقب بیفتد یا کوچک‌تر شود؛ درحالی‌که ریسکی که قرار بوده مدیریت شود، منتظر بودجه ما نمی‌ماند.»

این وضعیت می‌تواند چرخه‌ای خطرناک ایجاد کند. فشار اقتصادی باعث تعویق سرمایه‌گذاری در زیرساخت، امنیت یا تداوم می‌شود و عقب‌افتادن این سرمایه‌گذاری‌ها آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد. بنابراین برنامه مالی تداوم باید هزینه حفظ قابلیت ادامه‌دادن را نیز ببیند.

هم‌زمان، ممکن است بازار نیز کوچک‌تر شود. کاهش تقاضا و افزایش هزینه می‌توانند در یک زمان اتفاق بیفتند. سازمان باید بداند ارائه خدمت چقدر گران‌تر شده و بازار تا چه اندازه توان خرید همان خدمت را حفظ کرده است.

علیرضا قنادان: تداوم با یک منبع مالی ساخته نمی‌شود

علیرضا قنادان، مدیرعامل لندو، مسئله را از زاویه وابستگی به منابع تأمین مالی بررسی می‌کند.

وابستگی مالی می‌تواند مانند وابستگی فنی عمل کند. اگر تقریباً تمام درآمد، اعتبار یا منابع موردنیاز یک کسب‌وکار از یک کانال تأمین شود، توقف همان کانال ممکن است کل مدل را متوقف کند.

به گفته قنادان، لندو در مقطعی به‌شدت به خط اعتباری بانک آینده وابسته بوده است. شرکت به‌تدریج مسیرهای دیگری برای تأمین منابع و درآمد ایجاد کرد و طی حدود ۹ ماه این وابستگی را از نزدیک صد درصد به حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش داد.

یک دوره تقریباً همه‌چیز ما به یک خط اعتباری وابسته بود. تصمیم گرفتیم منابع دیگری بسازیم. حدود نه ماه زمان برد، اما وابستگی را از تقریباً صد درصد به سی یا چهل درصد رساندیم. وقتی منبع اصلی دچار مشکل می‌شود، تازه می‌فهمید داشتن مسیر دوم یعنی چه.»

تنوع منابع در اینجا برنامه‌ای برای رشد نیست؛ راهی برای جلوگیری از توقف کامل کسب‌وکار است. خطر زمانی شکل می‌گیرد که قطع یک منبع، مساوی با پایان فعالیت باشد.

سنجش تداوم پیش از قطع منابع

کاهش وابستگی با اضافه‌کردن چند منبع جدید تمام نمی‌شود. کسب‌وکار باید فرض‌های مالی خود را مرتباً تحت فشار قرار دهد.

اگر بزرگ‌ترین مشتری از دست برود، بانک خط اعتباری را متوقف کند، جذب سرمایه شش ماه عقب بیفتد یا نرخ ارز هزینه زیرساخت را دو برابر کند، سازمان چه می‌کند؟

ارزش این سؤال‌ها در این است که پیش از بحران پاسخ داده شوند. این همان منطق آزمون فشار مالی است: فرض کنیم یکی از پایه‌های اصلی مدل از بین رفته و ببینیم شرکت همچنان امکان ادامه دارد یا خیر.

سامان بیرقی: مقیاس محصول باید با توان مالی هماهنگ باشد

سامان بیرقی، مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره او‌ام‌پی فینکس، تداوم مالی را به یکی از تصمیم‌های ابتدایی کسب‌وکار پیوند می‌دهد: مقیاس محصول و هزینه ساخت و نگهداری آن باید با توان مالی سازمان همخوان باشد.

برخی محصولات مالی از همان ابتدا به امنیت جدی، زیرساخت پرهزینه، تیم تخصصی، عملیات شبانه‌روزی و رعایت الزامات متعدد نیاز دارند. اگر منابع لازم برای حفظ چنین ساختاری دست‌کم گرفته شوند، کسب‌وکار ممکن است پیش از رسیدن محصول به بلوغ منابع خود را تمام کند.

«وقتی می‌خواهید وارد فین‌تک شوید، داشتن ایدهٔ خوب کافی نیست. باید ببینید واقعاً توان مالی ساخت و نگه‌داشتن آن محصول را دارید یا نه. اگر محصولی با ابعاد بزرگ طراحی کنید، ولی منابع شما متناسب با آن نباشد، ممکن است پیش از اینکه مدل جواب بدهد، پول تمام شود.»

بحث بر سر زیادبودن سرمایه نیست؛ مسئله تناسب منابع با نیاز واقعی کسب‌وکار است. رشد نیز اگر ساختار مالی نتواند همراه آن بزرگ شود، می‌تواند خود به منبع فشار تبدیل شود.

تداوم در زمان محدودیت منابع

در دوره‌های فشار مالی، نمی‌توان همه پروژه‌ها را با همان سرعت و بودجه قبلی ادامه داد. سازمان ناچار است بخشی از هزینه‌ها را کاهش دهد، بعضی پروژه‌ها را عقب بیندازد یا منابع را به بخش‌های مهم‌تر منتقل کند.

اما کاهش هزینه نباید توان ادامه فعالیت را از بین ببرد. اگر برای عبور از یک بحران کوتاه‌مدت، تیمی حذف شود که دانش اصلی محصول را در اختیار دارد یا زیرساختی کنار گذاشته شود که خدمت حیاتی به آن وابسته است، صرفه‌جویی امروز ممکن است هزینه بسیار بزرگ‌تری در آینده ایجاد کند.

سازمان باید پیش از بحران بداند کدام هزینه‌ها قابل‌کاهش‌اند و کدام قابلیت‌ها باید حفظ شوند. امنیت، زیرساخت اصلی، دانش تخصصی و خدماتی که جریان اصلی ارزش را ایجاد می‌کنند، ممکن است جزو بخش‌هایی باشند که کاهش آن‌ها مستقیماً توان ادامه فعالیت را تهدید می‌کند.

چهار دیدگاه به تداوم مالی

این چهار گفت‌وگو از مسیرهای متفاوت به یک مسئله مشترک می‌رسند. رجبی منابع مالی را به خلق ارزش و زمانی که برای اصلاح مسیر در اختیار سازمان قرار می‌گیرد متصل می‌کند. مقصودلو نشان می‌دهد تورم و افزایش هزینه چگونه می‌توانند بودجه پروژه‌های حیاتی را فرسوده کنند. قنادان بر خطر وابستگی به یک منبع اصلی تأکید دارد و بیرقی یادآوری می‌کند که مقیاس محصول باید از ابتدا با توان مالی سازمان هماهنگ باشد.

از کنار هم گذاشتن این دیدگاه‌ها، تعریف روشن‌تری از تداوم مالی به دست می‌آید. سازمان باید بتواند تعهدات امروز را انجام دهد، برای واکنش به تغییرات زمان کافی داشته باشد، تمام آینده خود را به یک منبع گره نزند و در زمان فشار، هزینه‌هایش را بدون ازبین‌بردن قابلیت‌های حیاتی تنظیم کند.

به‌جای تعریف تداوم مالی با یک عدد ثابت، می‌توان آن را با چند سؤال سنجید: سازمان برای انجام تعهدات جاری چقدر نقدینگی دارد؟ اگر شرایط سخت‌تر شود، چه مدت برای واکنش فرصت خواهد داشت؟ چه میزان از درآمد یا تأمین مالی آن به یک منبع وابسته است؟ کدام هزینه‌ها را می‌توان بدون آسیب‌زدن به بخش‌های حیاتی کاهش داد؟ و اگر یکی از مسیرهای اصلی تأمین مالی از دست برود، آیا راه دیگری برای ادامه وجود دارد؟

پیش از رسیدن به نقطه اجبار

شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تداوم مالی این باشد که سازمان در شرایط فشار هنوز امکان انتخاب داشته باشد. کمبود نقدینگی، وابستگی به یک منبع یا افزایش ناگهانی هزینه‌ها فقط منابع سازمان را کاهش نمی‌دهند؛ به‌تدریج تعداد تصمیم‌هایی را که می‌تواند بگیرد نیز محدود می‌کنند. هرچه این فشار بیشتر شود، فاصله میان یک تصمیم سنجیده و یک واکنش اجباری کمتر می‌شود.

سازمان باید پیش از رسیدن به این نقطه بداند چه مقدار افت درآمد را می‌تواند تحمل کند، با منابع موجود تا چه زمانی فرصت دارد، کدام هزینه‌ها قابل‌کاهش‌اند و از دست رفتن کدام منبع می‌تواند ادامه فعالیت را مختل کند.

تجربه‌های این مقاله نشان می‌دهند بسیاری از مشکلات مالی زمانی جدی می‌شوند که سازمان دیر متوجه آن‌ها شده است. هزینه پروژه از بودجه پیشی می‌گیرد، خط اعتباری قطع می‌شود، بازار کوچک‌تر می‌شود یا منابع لازم برای رشد محصول سریع‌تر از انتظار مصرف می‌شوند. این اتفاق‌ها شکل‌های متفاوتی دارند، اما پیش از تبدیل‌شدن به بحران، نشانه‌هایی از کاهش ظرفیت ادامه فعالیت ایجاد می‌کنند.

تداوم مالی به یک روش مشخص نیاز دارد

فقدان یک روش مشخص برای تداوم مالی زمانی آشکار می‌شود که اطلاعاتی مانند بودجه، نقدینگی و برنامه‌های سرمایه‌گذاری وجود دارند، اما مشخص نیست تغییر در درآمد، هزینه یا تأمین مالی چه اثری بر توان ادامه فعالیت سازمان خواهد گذاشت.

چنین روشی باید بتواند سناریوهای واقعی را به تصمیم تبدیل کند: اگر یک خط اعتباری قطع شود، هزینه پروژه‌ای حیاتی افزایش پیدا کند، تقاضا کاهش یابد یا جذب سرمایه به تأخیر بیفتد، سازمان چه مدت و با چه گزینه‌هایی می‌تواند به فعالیت ادامه دهد؟

نقطه شروع، یادگیری از تجربه‌های واقعی و شناسایی الگوهای مالی است. سپس این الگوها باید در وضعیت فعلی سازمان آزموده شوند: قطع اعتبار چه اثری دارد؟ افزایش ۳۰ یا ۴۰ درصدی هزینه یک پروژه چه تغییری ایجاد می‌کند؟ در صورت کاهش درآمد، کدام هزینه‌ها را می‌توان حذف کرد بدون آنکه قابلیت‌های حیاتی آسیب ببینند؟

این ارزیابی باید به تصمیم منتهی شود و با تغییر شرایط بازار، فناوری، نرخ ارز و دسترسی به سرمایه دوباره بررسی شود. آنچه کم است شاخص مالی بیشتر نیست؛ روشی نظام‌مند برای یادگیری از رخدادها، شناسایی الگوها، آزمودن آن‌ها و تبدیل نتیجه به تصمیم است.

در این نگاه، منابع مالی برای سازمان زمان می‌خرند و زمان، امکان تصمیم‌گیری ایجاد می‌کند. تداوم مالی یعنی سازمان پیش از آنکه شرایط مسیر را به آن تحمیل کند، هنوز بتواند درباره ادامه خود تصمیم بگیرد.

علاقه‌مندان برای آشنایی بیشتر با این رویکرد به تداوم و مواجهه کسب‌وکارها با شرایط عدم‌قطعیت، می‌توانند به وب‌سایت خانه تکنوکرات‌ها و کانال آپارت مراجعه کنند.

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو