
به گزارش فرکانس، سرمایه، بزدلترین مولفه اقتصادی است که تنها در پناه «ثبات» و «پیشبینیپذیری» شکوفا میشود. اما آنچه در اقتصاد ایران جریان دارد، تقابل آگاهانه یا ناخودآگاه با همین اصول بدیهی است. امروز سیاستگذار پولی، با تکیه بر ابزارهای فرسوده و محدودیتهای ارزی و بانکی، به جای تقویت بنیانهای صنعتی، در حال ساختن دیواری بلند میان سرمایهگذار و بخش واقعی اقتصاد است. وقتی بازدهی در بازارهای غیرمولد، هم ریسک کمتری دارد و هم از گزند مقررات دستوپاگیر در امان است، چرا باید سرمایه در کوره تولید خاکستر شود؟ این سوالی است که متولیان پولی کشور از پاسخ به آن طفره میروند، در حالی که خروج سرمایه و افول تولید، نشانههای بارز شکست این سیاستهاست.
سرمایهگذار پیش از هر چیز به ثبات، قابلیت پیشبینی و آزادی عمل نیاز دارد. اما آنچه امروز در اقتصاد ایران مشاهده میشود، ترکیبی از محدودیتهای ارزی، کنترلهای بانکی، مقررات پیچیده مالی و سیاستهای پولی ناکارآمد است.
فعال اقتصادی در چنین محیطی با این پرسش روبهرو میشود: چرا باید درگیر ریسکهای تولید، مالیات، مقررات و محدودیتهای بانکی شود، وقتی بازارهای غیرمولد بازدهی بالاتر و دردسر کمتری دارند؟ پاسخ بازار نیز روشن بوده است؛ کاهش سرمایهگذاری مولد، فرار سرمایه، رشد فعالیتهای واسطهگری و تضعیف بخش واقعی اقتصاد.