
به گزارش فرکانس، در پی گزارشهای منتشر شده مبنی بر هدف قرار گرفتن بخشی از تأسیسات پتروشیمی کارون، نگرانیها در مورد توقف چرخه تولید محصولات استراتژیک در این مجتمع افزایش یافته است. پتروشیمی کارون که نقش حیاتی در تولید محصولات زنجیره پلیاورتان (مانند TDI و MDI) دارد، تأمینکننده اصلی مواد اولیه برای صنایع خواب، خودروسازی، کفش و عایقسازی در داخل کشور و بازارهای منطقهای است.
بر اساس برآوردهای اولیه، هرگونه وقفه در فعالیت این مجتمع میتواند منجر به کمبود شدید مواد اولیه در صنایع پاییندستی شود. کارشناسان معتقدند به دلیل تکنولوژی پیچیده و فرآیندهای حساس شیمیایی در این پتروشیمی، بازسازی و بازگشت به ظرفیت کامل تولید در صورت آسیب به بخشهای حساس (مانند واحدهای نیتراسیون یا فوسژنسازی)، فرآیندی زمانبر و هزینهبر خواهد بود.
اگر این حملات به صورت زنجیرهای و ادامهدار علیه زیرساختهای پتروشیمی، بهویژه در منطقه ماهشهر و عسلویه دنبال شود، پیامدهای آن از سطح یک خسارت فیزیکی فراتر رفته و به یک بحران چندبعدی تبدیل خواهد شد:
۱. فلج شدن زنجیره ارزش صنایع داخلی
محصولات پتروشیمی کارون “مواد پایه” هستند. توقف تولید در این واحد، تنها به معنای توقف کارون نیست؛ بلکه صدها کارخانه تولید اسفنج، ابر، فومهای صنعتی و رنگسازی با کمبود مواد اولیه مواجه میشوند. تداوم این وضعیت منجر به:
- بیکاری گسترده در صنایع کوچک و متوسط (SMEها).
- افزایش شدید قیمت تمام شده کالاهای مصرفی (مانند تشک، مبلمان و قطعات خودرو).
۲. از دست رفتن بازارهای صادراتی و ارزآوری
پتروشیمیها پیشرانهای اصلی ارزآوری غیرنفتی هستند. حملات مستمر، امنیت عرضه (Supply Security) را مخدوش کرده و خریداران خارجی را به سمت رقبای منطقهای (مانند سابیک عربستان یا تولیدکنندگان چینی) سوق میدهد. بازپسگیری سهم بازار در صنعت پتروشیمی پس از یک دوره وقفه، بسیار دشوار خواهد بود.
۳. چالشهای زیستمحیطی و ایمنی
تأسیسات پتروشیمی حاوی مواد شیمیایی حساس و گاهی سمی (مانند گاز کلر یا فوسژن) هستند. تداوم حملات نظامی به این واحدها خطر نشت مواد شیمیایی و بروز فجایع زیستمحیطی در خلیج فارس و مناطق مسکونی اطراف (ماهشهر و بندرامام) را به شدت افزایش میدهد که میتواند ابعاد انسانی ناگواری داشته باشد.
۴. توقف سرمایهگذاری و توسعه
صنعت پتروشیمی برای بقا نیاز به نوسازی و تکنولوژی روز دارد. ناامنی در این مناطق، “ریسک سیستماتیک” را به شدت بالا برده و عملاً جذب سرمایهگذاری خارجی یا داخلی برای طرحهای توسعهای را غیرممکن میسازد. این مسئله در درازمدت منجر به فرسودگی تجهیزات و کاهش قدرت رقابتپذیری صنعت نفت و گاز میشود.
۵. فشار بر تراز تجاری
در صورت تخریب واحدهایی نظیر کارون، دولت ناچار خواهد شد برای تأمین نیاز حیاتی صنایع داخلی، اقدام به واردات محصولات مشابه با ارز دولتی کند. این تغییر وضعیت از «صادرکننده» به «واردکننده»، فشار مضاعفی بر ذخایر ارزی کشور وارد خواهد کرد.
تداوم حملات به زیرساختهای پتروشیمی نه تنها یک آسیب اقتصادی مستقیم، بلکه یک “جنگ فرسایشی علیه تولید ملی” تلقی میشود که هدف آن قطع شریانهای حیاتی اقتصاد غیرنفتی است. صیانت از این تأسیسات از طریق پدافند غیرعامل و دیپلماسی انرژی، ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ پایداری معیشت و صنعت است.