
به گزارش فرکانس، ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، ساعتهایی که صنعت پتروشیمی عسلویه هرگز فراموش نخواهد کرد. حملهای که شرکت مبین انرژی خلیج فارس — قلب تپندهی تأمین برق و بخار منطقه — را با اختلالی جدی روبهرو کرد. اما آنچه در روز حادثه رخ داد، تنها آغاز ماجرایی است که ماهها پس از آن هم ادامه دارد. بررسی توضیحات شرکت درباره عملکرد سهماهه نخست سال ۱۴۰۵ نشان میدهد مبین همزمان با بحران عملیاتی، با ابهام در درآمدهای حاصل از فروش برق و بخار، افزایش هزینهها و چالش تأمین مالی پروژههای توسعهای نیز دستوپنجه نرم میکند.
از یکهزار مگاوات تا شانزده درصد؛ روایتی از بازگشت تدریجی
مبین پیش از بحران، با هشت توربین و ظرفیت اسمی حدود یکهزار مگاوات، یکی از مهمترین تأمینکنندگان برق، بخار و خدمات جانبی مجتمعهای پتروشیمی منطقه بود. با این حال، حمله ۱۷ فروردین ظرفیت تولید شرکت را برای ۲۳ روز کامل از مدار خارج کرد. شرکت اعلام کرده است که فعالیت آن از ۹ اردیبهشت، همزمان با بازگشت فاز نخست پتروشیمی پردیس و برخی دیگر از شرکتها، با ظرفیت حدود ۱۶ درصد آغاز شد. این ظرفیت در خردادماه به حدود ۵۰ درصد و در تیر و مردادماه به حدود ۶۰ درصد رسید.
این اعداد، یک واقعیت تلخ را آشکار میکنند: مبین حتی پس از پایان توقف اضطراری، ماهها با فاصلهای معنادار از ظرفیت پیش از بحران فعالیت کرده است. شصت درصد، یعنی هنوز چهل درصد از توانی که روزی ستون فقرات انرژی منطقه بود، غایب است.
ضربهای که فقط در صورت سود و زیان دیده نمیشود
اثر حمله بر مبین صرفاً کاهش تولید برق و بخار نیست. وقتی بخشی از خدمات این شرکت به مشتریان قطع میشود، در واقع فعالیت شرکتهایی مختل میشود که خود حلقههای اصلی زنجیره تولید محصولات پتروشیمی هستند.
هر مگاوات ظرفیت ازدسترفته در مبین، میتواند به معنای محدودیت تولید در واحدهای پاییندست باشد. این موضوع، بار اقتصادی حادثه را چند برابر میکند؛ چراکه مبین یک تولیدکننده منفرد نیست، بلکه زیرساخت تولید چندین مجتمع بزرگ پتروشیمی محسوب میشود. بازگشت مبین به ظرفیت کامل، صرفاً مسئله این شرکت نیست و مستقیماً با استمرار تولید مجتمعهایی نظیر پردیس، جم، پارس، زاگرس، نوری و آریاساسول گره خورده است.