محمدصادق آزادانی، مدیرعامل شرکت پیشگامان فناوریهای نوین صاد و رئیس کمیسیون لندتک نصر تهران / تحول اکوسیستم اعتباری در سالهای اخیر، بیش از هر چیز با دیجیتالیشدن فرآیند دریافت تسهیلات شناخته شده است؛ از ثبت غیرحضوری درخواست و اعتبارسنجی آنلاین تا امضای الکترونیکی قرارداد و ارائه اعتبار دیجیتال در پلتفرمهای فروش. بااینحال، اگر منطق تصمیم همچنان بر پروندهای محدود، سابقه رسمی، وثایق سنگین و ارزیابی مقطعی استوار باشد، فناوری فقط مسیر گذشته را کوتاهتر کرده است.
تغییر واقعی از جایی آغاز میشود که فناوری نهفقط کانال دریافت اعتبار، بلکه منطق شناخت مشتری، تخصیص منابع، پوشش ریسک، طراحی محصول و نظارت را بازآرایی کند. از این منظر، مهمترین تحول صنعت اعتبار، انتقال مزیت رقابتی از «صرف دسترسی به منابع» به «توان هماهنگسازی داده، سرمایه، توزیع و ریسک» است.
این موضوع برای اقتصاد ایران اهمیت بیشتری دارد؛ اقتصادی که تأمین مالی آن همچنان بهشدت بانکمحور، وثیقهمحور و متکی بر اطلاعات رسمی است. پراکندگی داده، دسترسی ناکافی به تصویری بههنگام از مجموع تعهدات مشتری و وابستگی بسیاری از تصمیمها به وثایق سنگین، سبب شده است بخشی از فعالیتهای واقعی اقتصادی در فرآیند اعتباردهی بهدرستی دیده نشود.
از داده بیشتر تا تصمیم اعتباری بهتر
فردی که تاکنون تسهیلات بانکی دریافت نکرده یا کسبوکاری که سابقه اعتباری رسمی ندارد، ممکن است برای بانک نامرئی باشد؛ اما نامرئیبودن الزاماً به معنای پرریسکبودن نیست. بسیاری از این افراد و کسبوکارها دارای درآمد، فروش، جریان نقدی، سفارش و رفتار اقتصادی قابلتحلیل هستند. مسئله این است که دادههای لازم برای شناخت آنها یا در دسترس نیست یا در مدلهای سنتی تصمیمگیری استفاده نمیشود.
فناوری مرزهای داده را گسترش داده و امکان حرکت از تصویر مقطعی مشتری به شناختی بههنگامتر را فراهم کرده است. بااینحال، باید میان سه مفهوم تفاوت قائل شد: «اعتبارسنجی» که احتمال ایفای تعهد را برآورد میکند؛ «سنجش استطاعت» که نشان میدهد مشتری ظرفیت پذیرش تعهد تازه را دارد یا نه؛ و «تصمیم اعتباری» که حاصل ترکیب این دو با سیاست ریسک، قیمت، تضمین و شرایط محصول است. امتیاز اعتباری مناسب، لزوماً به معنای توان پذیرش هر میزان بدهی نیست.
داده بیشتر نیز الزاماً تصمیم بهتر یا عادلانهتری ایجاد نمیکند. دادههای رفتاری ممکن است ناقص، سوگیرانه یا قدیمی باشند. بنابراین، استفاده از آنها باید با رضایت آگاهانه مشتری، استانداردهای کیفیت و امنیت، توضیحپذیری مدل و امکان اعتراض به تصمیم همراه باشد. فناوری زمانی هزینه شناخت را کاهش میدهد که اعتماد را به هزینه پنهان این شناخت تبدیل نکند.
معماری تازه بازیگران اکوسیستم اعتباری
تحول داده، معماری بازیگران را نیز تغییر داده است. در مدل سنتی، بانک بخش عمده زنجیره اعتبار شامل شناخت مشتری و تأمین منابع تا دریافت تضمین و وصول مطالبات بهصورت درونسازمانی و مستقل مدیریت میکرد. در معماری جدید، اعتبار حاصل همکاری یک شبکه است. بانک میتواند منابع، مجوز و ظرفیت ترازنامهای را فراهم کند؛ پلتفرم به داده، شناخت مشتری و کانال توزیع دسترسی داشته باشد؛ شرکت اعتبارسنجی مدل تخصصی ارزیابی ریسک را توسعه دهد و صندوق تضمین یا بیمهگر نیز بخشی از ریسک را با هزینهای مشخص بپذیرد.
در چنین ساختاری، بانک حذف نمیشود؛ بلکه فقط در نقاطی از دید مشتری نامرئی میشود. ممکن است مشتری اعتبار را در یک فروشگاه یا پلتفرم دریافت کند، اما منابع، تسویه و بخشی از مدیریت ریسک همچنان بر بستر بانک انجام شود. بنابراین، آینده صنعت اعتبار نه در تقابل بانک و فینتک، بلکه در تقسیم روشن نقش، مسئولیت و ریسک میان بازیگران شکل میگیرد.
تنوع منابع؛ از تأمین مالی زنجیرهای تا اوراق بهادارسازی
این تحول فقط به نحوه توزیع اعتبار محدود نیست؛ منبع تأمین اعتبار نیز باید متنوع شود. فناوری با قابلراستیآزماییکردن فاکتور، سفارش، مطالبه و جریان نقدی، میتواند داراییهای حاصل از یک معامله واقعی را به مبنای تصمیم و تأمین مالی تبدیل کند. برای مثال، در تأمین مالی زنجیرهای، یک فاکتور تأییدشده یا سفارش معتبر میتواند از سندی عملیاتی به یک دارایی قابلتأمین مالی تبدیل شود. در این حالت، تصمیم فقط بر سابقه و وثیقه متقاضی استوار نیست؛ کیفیت معامله، خریدار، جریان نقدی و احتمال وصول مطالبه نیز وارد ارزیابی میشوند.
تأمین مالی زنجیرهای، خرید دین، تأمین مالی جمعی و اوراق بهادارسازی مطالبات، مسیرهایی برای کاهش اتکای صرف به منابع بانکی و شکلگیری بازاری متنوعتر برای تأمین مالی هستند. در چنین بازاری، هر منبع مالی متناسب با سطح ریسک، سررسید و ویژگی جریان نقدی به فرصت سرمایهگذاری مناسب متصل میشود.
توثیق الکترونیکی و پوشش ترکیبی ریسک
توثیق الکترونیکی نیز میتواند دامنه داراییهای قابلاستفاده برای دریافت اعتبار را گسترش دهد و ارزیابی، مسدودسازی، پایش و آزادسازی آنها را سریعتر و شفافتر کند. بااینحال، این ظرفیت فقط زمانی عملی است که مالکیت دارایی بهطور قطعی احراز شود، ارزشگذاری معتبر و نقدشوندگی قابلقبول باشد، نگهدارنده مطمئن وجود داشته باشد و اجرای حقوقی وثیقه نیز امکانپذیر باشد. دیجیتالیکردن یک سند، بدون این زیرساختها، لزوماً وثیقهای قابلوصول ایجاد نمیکند.
مهمتر اینکه وثیقه نباید جایگزین سنجش توان بازپرداخت شود. معماری جدید باید بهجای اتکای کامل به یک دارایی، ترکیبی از جریان نقدی، اعتبارسنجی، تضمین، بیمه، وثیقه و پایش مستمر را برای پوشش ریسک به کار گیرد. صندوقهای تضمین نیز باید ریسک را ارزیابی، قیمتگذاری و توزیع کنند، بدون آنکه مسئولیت اعتباردهنده در سنجش متقاضی و کنترل کیفیت پرتفوی تضعیف شود.
وامدهی تعبیهشده؛ مرز باریک دسترسی و بدهی
فناوری محل ارائه اعتبار را نیز تغییر داده است. اعتبار دیگر الزاماً در شعبه عرضه نمیشود و میتواند هنگام خرید کالا، دریافت خدمت یا انجام معامله تجاری در همان نقطهای قرار گیرد که نیاز اقتصادی شکل میگیرد. وامدهی تعبیهشده، فرایند اعتباری را وارد تجربه مشتری میکند، اما اگر بدون سنجش استطاعت و دسترسی کنترلشده و مبتنی بر رضایت به تصویری از مجموع تعهدات او توسعه یابد، میتواند «اعتبار تعبیهشده» را به «بدهی تعبیهشده» تبدیل کند.
شفافیت هزینه، هشدارهای بهموقع، امکان انصراف و جلوگیری از طراحیهای تحریککننده مصرف، بخش جداییناپذیر این مدل است. توسعه دسترسی فقط زمانی ارزشمند است که به دسترسی مسئولانه منجر شود.
رگتک، سوپتک و ضرورت حاکمیت مدل
در این میان، تنظیمگری نیز نمیتواند صرفاً بر کنترل پس از وقوع تکیه کند. رگتک به مؤسسات مالی کمک میکند الزامات تطبیق و گزارشدهی را در فرآیندهای خود اجرا کنند و سوپتک، ابزار نهاد ناظر برای پایش بازار و تحلیل ریسک است. هرچه تصمیمها خودکارتر و مقیاس عملیات بزرگتر شود، نیاز به حاکمیت داده، آزمون مدل، کنترل انسانی و پاسخگویی نیز بیشتر خواهد شد.
باید توجه داشت که فناوری خطا را حذف نمیکند و همانگونه که میتواند یک تصمیم درست را در مقیاس بزرگ اجرا کند، قادر است یک فرض اشتباه یا سوگیری پنهان را نیز به هزاران تصمیم نادرست تبدیل کند. به همین دلیل، معیار موفقیت اکوسیستم اعتباری فقط حجم تسهیلات، تعداد کاربران یا سرعت اعطای اعتبار نیست. پرسش اصلی این است که آیا اعتبار به نیاز واقعی متصل شده، مشتری توان بازپرداخت دارد، تصمیم قابلتوضیح و اعتراض است، ریسک بهدرستی قیمتگذاری و توزیع شده و منابع به فعالیت اقتصادی مناسب رسیدهاند.
کیفیت اعتبار؛ معیار موفقیت تحول اکوسیستم اعتباری
تحول اکوسیستم اعتباری از زمانی آغاز نمیشود که درخواست وام آنلاین شود؛ زمانی آغاز میشود که تصمیم بر پایه تصویری زندهتر از مشتری گرفته شود، منابع از بازاری متنوعتر تأمین شوند، ریسک میان بازیگران واجد صلاحیت توزیع شود و حمایت از مشتری در متن طراحی محصول قرار گیرد.
معیار نهایی این تحول، حجم اعتباری که توزیع میشود نیست؛ کیفیت اعتباری است که ایجاد میشود.