شرکتهای ایرانی برای مدیریت نقدینگی، سرمایهگذاری وجوه و تأمین مالی همچنان وابستگی زیادی به بانکها دارند. مهران عباسیان، مدیر لاین کاریزما بیزنس، معتقد است این وابستگی باعث شده است بخشی از ناکارآمدیها و ناترازیهای شبکه بانکی به کسبوکارها منتقل شود.
عباسیان در گفتوگو با رضا قربانی، بنیانگذار راه پرداخت، سه خلأ اصلی در بازار خدمات مالی B2B ایران را تشریح میکند: وابستگی شدید به بانکها، دسترسی محدود به ابزارهای نوین مالی و نبود بستری یکپارچه که نیازهای مختلف شرکت را در کنار یکدیگر پوشش دهد.
.h_iframe-aparat_embed_frame{position:relative;}.h_iframe-aparat_embed_frame .ratio{display:block;width:100%;height:auto;}.h_iframe-aparat_embed_frame iframe{position:absolute;top:0;left:0;width:100%;height:100%;}
وابستگی به بانکها بهویژه در دو حوزه تأمین نقدینگی و مدیریت وجوه شرکتها دیده میشود. وقتی بانک با محدودیت منابع، فرایندهای طولانی یا ناترازی روبهروست، اثر آن فقط در ترازنامه بانک باقی نمیماند و به عملیات روزمره بنگاهها نیز منتقل میشود.
چالش دوم، محدودبودن دسترسی به ابزارهایی مانند تأمین مالی زنجیرهای، فکتورینگ و تنزیل مطالبات است. این ابزارها میتوانند فاصله زمانی میان فروش، ایجاد طلب و دریافت پول را کاهش دهند؛ اما هنوز بهشکل گسترده و یکپارچه در دسترس همه شرکتها قرار ندارند.
شرکت بزرگ معمولاً ارتباط مستقیمتری با بانک، کارگزاری یا شرکت تأمین سرمایه دارد و میتواند برای دریافت منابع یا انتشار ابزار مالی مذاکره کند. وضعیت برای کسبوکارهای کوچک و متوسط متفاوت است؛ این شرکتها با تضامین سنگین، فرایندهای دشوار و مسیرهای نامشخص دسترسی مواجهاند.
از نگاه عباسیان، مسئله SMEها الزاماً نبود پول در کل اقتصاد نیست؛ آنها به ابزار و مسیری متناسب با اندازه، جریان درآمد و نوع فعالیت خود دسترسی ندارند. به همین دلیل، بخشی از تقاضای مالی شرکتها حتی در صورت وجود منابع بدون پاسخ باقی میماند.
کاریزما بیزنس میخواهد برای پاسخ به این خلأ، یک بستر یکپارچه ایجاد کند؛ بستری که شرکتها از طریق آن بتوانند وجوه راکد خود را مدیریت کنند، براساس نیاز تأمین مالی انجام دهند و به مجموعهای از ابزارهای مالی دسترسی داشته باشند.
یکی از دادههای مهم مطرحشده در این گفتوگو به میزان منابع غیرفعال شرکتها مربوط است. عباسیان میگوید در یک ارزیابی انجامشده در سال گذشته، بین ۵۰ تا ۷۰ درصد منابع شرکتهای بررسیشده یا در حسابهای جاری بدون بازده باقی مانده یا در حسابهای دریافتنی بلندمدت قفل شدهاند.
این عدد نشان میدهد مسئله مدیریت نقدینگی فقط پیداکردن محل سرمایهگذاری برای پول نقد نیست. مطالباتی که تا زمان سررسید قابلیت استفاده ندارند نیز بخشی از سرمایه در گردش شرکت را از دسترس خارج میکنند.
ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای میتوانند این وضعیت را تغییر دهند. اگر طلب یک شرکت در زنجیره به ابزاری قابل انتقال، معامله یا تنزیل تبدیل شود، بنگاه برای تأمین سرمایه در گردش مجبور نیست تا زمان پرداخت نهایی منتظر بماند.
این سازوکار میتواند فشار بر تسهیلات مستقیم بانکی را نیز کاهش دهد. بهجای آنکه هر حلقه زنجیره جداگانه برای دریافت وام اقدام کند، اعتبار و مطالبات در خود زنجیره جریان پیدا میکنند.
کاریزما بیزنس علاوه بر مدیریت نقدینگی، مسیرهایی مانند انتشار اوراق بدهی، پذیرش در بازار سرمایه و تأمین مالی جمعی را نیز در مجموعه ابزارهای تأمین مالی شرکتها میبیند. انتخاب مسیر باید براساس اندازه، وضعیت مالی و نیاز هر کسبوکار انجام شود.
بخش دیگر راهبرد کاریزما، تبدیل خدمات مالی به سرویسهای قابلاستفاده در پلتفرمهای دیگر است. عباسیان میگوید خدمات سرمایهگذاری کاریزما که پیشتر در قالبهایی محدودتر ارائه میشدند، در چند سال گذشته به وبسرویس تبدیل شدهاند.
این رویکرد به پلتفرمها اجازه میدهد بدون ساختن تمام زیرساخت مالی از ابتدا، امکان سرمایهگذاری را در تجربه کاربری خود قرار دهند. در این مدل، خدمت مالی بهجای آنکه فقط در کانال اصلی کاریزما ارائه شود، در محصول شرکای تجاری نیز قابل استفاده خواهد بود.
سرویسهای داده نیز برای کسبوکارهای کوچک و پلتفرممحور جذاباند. این شرکتها برای توسعه محصول، تحلیل رفتار و ارائه خدمات مالی به اطلاعات ساختاریافته نیاز دارند، اما معمولاً منابع لازم برای ایجاد همه زیرساختهای داده را در اختیار ندارند.
عباسیان خدمات سرمایهگذاری مبتنی بر وبسرویس را یکی از سرویسهای پرکاربرد کاریزما در همکاری با پلتفرمهای مختلف معرفی میکند؛ هرچند در گفتوگو عدد استفاده، نام شرکا یا سهم هر سرویس ارائه نشده است.
این گفتوگو نشان میدهد تحول خدمات مالی B2B فقط به دیجیتالیکردن فرم درخواست تسهیلات محدود نیست. شرکت باید بتواند نقدینگی، مطالبات، سرمایهگذاری و تأمین مالی خود را در یک تصویر مشترک ببیند.
اگر این خدمات در یک بستر یکپارچه و از طریق API ارائه شوند، شرکتهای کوچکتر نیز میتوانند به ابزارهایی دسترسی پیدا کنند که پیشتر عمدتاً در اختیار بنگاههای بزرگ بود.
معنای اصلی کاریزما بیزنس در این چارچوب، ایجاد یک کانال تازه برای فروش محصولات مالی نیست؛ مسئله، کاهش اصطکاک میان نیاز مالی شرکت و ابزار متناسب با آن است. موفقیت این مدل نیز به میزان استفاده واقعی کسبوکارها، هزینه خدمات و اثری که بر سرمایه در گردش آنها میگذارد وابسته خواهد بود.